دروازه هاي سپيده دم

رنسانسي ديگر پيش روي جهان است، يك رنسانس سوسياليستي، رنسانس آزادي و برابري. رنسانسی برای بازگرداندن اختیار به انسان…

دیوار برلین، 20 سال گذشت

گفته اند که تاريخ را همواره فاتحين مى نويسند. اما بايد افزود تاريخى که شکست خوردگان مى نويسند به مراتب دروغين تر و مسموم تر است. چرا که اين دومى جز همان اولى در لباس تعزيه و نوحه و تسليم و خودفريبى نيست. اگر تاريخ، داستان تغيير است، آنگاه تاريخ واقعى، تاريخ شکست نخوردگان است. تاريخ جنبش و مردمى است که همچنان تغيير ميخواهند و براى تغيير تلاش ميکنند. تاريخ کسانى است که حاضر نيستند ايده آلها و اميدهاى خود براى جامعه بشرى را دفن کنند. تاريخ مردم و جنبشهايى است که در انتخاب اصول و اهداف خويش مخير نيستند و ناگزيرند براى بهبود آنچه هست تلاش کنند.

اخیرا موج حملات ضد کمونیستی شدت بیشتری پیدا کرده است. شبح کمونیسم، آنچه که 150 سال پیش مارکس پروازش را بر فراز اروپا خبر داد، اکنون بر فراز ایران پرواز می کند و می رود تا یکبار دیگر، تلقی بشر از خود را تغییر دهد. لازم نیست این را من بگویم. انقدر در طول این مدت حملات هیستریک و کمدیوار به ما شدت گرفته که دیگر می توان فهمید چقدر جامعه ایران، و مناسبات سیاسی – اجتماعیش را چپ تحت شعاع قرار داده است. برای همین، اتحادی مقدس بین صفوف رژیم، اصلاح طلب و اصولگرا در عین دعوای جناحیشان، مدیای همیشه شرمگین بورژوازی، بی بی سی تا صدای امریکا و رادیوهای ریز و درشتشان و… علیه این شبح شکل گرفته است.

درست اما در این حین، واقعه بزرگتری توجه دنیا را به خود جلب می کند. بیست سال پیش، در چنین روزهایی، میلیونها نفر در پوست خود نمی گنجیدند. دیوار بی حقوقی وعقب ماندگی و ترس ، در مواجه با خواست عظیم مردم فرو ریخت. دیواری که دو جبهه، به دور مردم کشیدند و با ولع زیاد، مواجه دنیای سرمایه داری با کمونیسم نام گرفت. هر رسانه ای را که در طول چند روز گذشته نگاه می کردم، هر سایتی را که باز می کردم، با همان وقاحتی که خاص خودشان است، پایان کمونیسم و فروپاشیش را از پس فرو ریختن دیوار برلین فریاد می زد. اقتصاد دولتی را سوسیالیسم نامیدند و کل بساط استثمار و بی حقوقی و پلیس مخفی را به نام حکومتی کمونیستی به خورد جهان دادند. این شعبده بازی رسانه ای را اما، به جز خودشان، نمی توانند به انسانیت متمدنی که به قول منصور حکمت، حاضر نیست ایده آلها و امیدهایش را برای جامعه بشری دفن کند بفروشند. نمی توانند کل این مضحکه را، هر سال با نام شکست کمونیسم فریاد بزنند و سرمست از این پیروزی، دنیا را همچنان در فلاکت نگه دارند. شوروی و کشورهای بلوک شرق را حکومتهایی کمونیستی نامیدند و حالا کیست که نداند کمونیسم شیوه حکومتی نیست. جنبشی علمی برای آزادی و برابری، برای رهایی طبقه کارگر است. کیست که نداند آنچه که به اسم کموینسم از این کشورها گفته می شود، چیزی جز تداوم همان دیحکتاتوریهای بورژوازی در قامتی دیگر نیست. میست که نداند، همین نمایشها، با سرکوب انقلابیون و کمونیستهای ان کشورها آغاز شد…

اما امروز، نمایندگان نوین اقتصاد جهانی، در شرایطی که خود منجلابی از تروریسم دولتی را سازمان داده اند، بزرگترین دستگاههای استثمار و بی حقوقی انسانها را در اختیار دارند، و در شرایطی که بحرانهای دائمی اشان گریبان جهان را گرفته ( و چه جالب که مارکس تمام این رویدادهای دنیای وارونه سرمایه داری را پیشبینی کرده بود ) از آزادی سخن می گویند، از حقوق برابر انسانها، از حقوق بشر تبعیض آمیزشان و دها و صدها عنوان دهن پر کن دیگر. در مقابل زبونی خود اما، باید هم به کمونیسم بتازند. باید به کمونیسم بتازند، تا به کارگران، زنان و کودکان کار بگویند که دنیا همین است. به مردم به تنگ آمده از تناقضات و عقب ماندگیهای این جهان بگویند جهانی دیگر ممکن نیست و باید آرزوها و امیدهای خود را دور بیاندازند.

اما تغيير جهان و ايجاد دنيايى بهتر يک اميد و آرمان هميشگى انسانها در طول تاريخ جامعه بشرى بوده است. عليرغم رواج ايده هاى قدرگرايانه و خرافى اعم از مذهبى و غير مذهبى حتى در دنياى باصطلاح مدرن امروز، ايده هايى که هريک به نحوى علاج ناپذيرى و مقدر بودن وضع موجود را تبليغ ميکنند، زندگى واقعى و عمل روزمره توده هاى وسيع مردم همواره حاکى از يک اميد و باور عميق به امکان پذيرى و حتى اجتناب ناپذيرى يک آينده بهتر است. اين اميد که دنياى فردا ميتواند از محروميت ها و مشقات و کمبودها و زشتى هاى امروز رها باشد، اين اعتقاد که عمل امروز انسان ها، چه جمعى و چه فردى، در تعيين چند و چون دنياى فردا موثر است، يک نگرش ريشه دار و قدرتمند در جامعه است که زندگى و حرکت توده هاى وسيع مردم را جهت ميدهد.

.
پ .ن: دوست عزیزم فرشاد حسینی در سایت روزنه در این مورد مطلبی نوشته است. لپ کلام را گفته و پیشنهادم مخصوصا به انها که از ان دوران و مخصوصا جنبش کمونیسم اگاهی ندارند، این است که متونی از این دست را حتما بخوانند.
.

دسته:اجتماعی, سیاسی , , , , ,

دختر و پسر، آزاد و برابر، بسوی 16 آذر…

این عکس را سال 85 خبرگزاری فارس از مراسم 16 آذر در دانشگاه تهران منتشر کرد. 16 آذر 86 و 87 هم تقریبا تصاویرش همینطور بود.

12_8509150469_L600.
آنها نتوانستد رنگ سرخ و سوسیالیستی مراسمهای 16 آذر با پلاکاردها و شعارها و مطالبات عمیقا انسانی و سوسیالیستی اش را سانسور کنند، همانطور که امروز هم وقتی مردم خودشان خبرنگار شده اند و با گوشی موبایل و انواع دوربین فیلم برداری وعکاسی، سدهای سانسور را شکسته اند، نمی توانند چیزی را سانسور کنند. 16 آذرهای سالهای گذشته، همگی سرخ و سوسیالیستی بودند. دانشجویان جامعه ای نوین را نوید دادند و مردم را به مبارزه بیشتر و بیشتر فراخواندند و امروز، در کنار هم، برای در هم کوبیدن دیکتاتوری اسلامی به پیش می رویم تا جامعه ای نوین را به ارمغان آوریم.

اعتراض در دانشگاههای ایران همواره بارومتر اوضاع سیاسی بوده و امسال روشنتر از همیشه چنین خواهد بود. امسال 16 آذر به کل نیروهای سیاسی و اجتماعی ایران با قاطعیت اعلام خواهد کرد که گفتمان مسلط بر اعتراض جامعه  ایران چپ است. گفتمان مسلط، دیگر اصلاحات و سبز ضد انقلاب و رفراندم و نسخه های زمان جنگی آنها، “رژیم چنج” و “صلح” و “نه جنگ” و نظیر این،  نیست. گفتمان چپ است و سرنگونی و  سوسیالیسم و آزادیخواهی و برابری طلبی و دخالت اکثریت مردم.

جنبشهاي بزرگ جهان ،‌ پيروزمندي هاي خود را پيش از هر امر ديگر ،‌ از درك نقادانه ي تجربه اي كسب مي كنند كه در تاريخ زنده ي مبارزه اشان ،‌ هر لحظه آن را پشت سر مي گذارند. انتظار بازگشت جنبش دانشجويي ايران به مسير پاكوفته ‌« اصلاحات »‌ و تكرار پروژه ي شكست خورده ي «‌ دنباله روي از اميدواران به مراجع قدرت »‌،‌ نفي مغرضانه و آگاهانه ي تك تك امكانات نويافته ي پيروزي اين جنبش در حركت به سوي خواسته هاي بر حق آن است. گسست جنبش دانشجويي از «‌ فلسفه و جنبش سياسي موسوم به اصلاح طلبي »،‌ جز محصول درك نقادانه امروز جنبش از همان تجربه ي منتهي به شكست «‌ اصلاحات »‌ چيز ديگري نيست…   ( بیانیه دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد – 16 آذر 85 )

جنبش دانشجویی به عنوان زنده ترین جنبش موجود در ایران، که بیش از نیم قرن از حیات خودش را پشت سر گذاشته، هیچگاه اسیر سیاست بازی نشده و به صورت هدفمند و با برنامه، به سوی بزرگترین شعارهای خود، که نیازهای متن جامعه اند، حرکت می کند. مبارزه با فقر، تلاش برای آزادی و برابری، همواره در متن حرکات فعالان دانشجویی بوده و خواهد بود. امسال هم با شعار محوری آزادی و برابری، پیش به سوی 16 آذر…
.

آزادی برابری جمهوری انسانی
.

جمهوری اسلامی نمی خواهیم نمی خواهیم

دسته:اجتماعی, سیاسی , , , ,

در جواب عوعوی سگان ا.ن و خ.ر

شما از حضور ما سوخته اید
.
و ما از گاز آشکاور سگهای رها شده خ.ر

13aban-9

دسته:متفرقه

پوستر: زندانی سیاسی آزاد باید گردد

poster_05

دسته:اجتماعی, سیاسی , , ,

انقلابی انسانی برای حکومتی انسانی

در طول تاریخ مبارزات انقلابی علیه استبداد و دیکتاتوری، همواره بعد از اینکه حاکمان از خشم و نفرت و کینه مردم فرار می کردند یا دستگیر می شدند، مجسمه ها و تصاویرشان توسط مردم سرنگون می شد یا آتش زده می شد. در ایران اما این اتفاق زودتر دارد می افتد. این شاید برای اولین بار باشد که هنوز دیکتاتور بر مسند قدرت است، تصاویرش توسط مردم به زیر کشیده می شود و آتش زده می شود. این عمق مطالبات و خواسته های مردم است. جمهوری اسلامی نمی خوایم اینگونه نمود پیدا کرد، با به آتش کشیده شدن تصویر نفر اول این حکومت.

دیکتاتوره بیچاره، بازی ادامه داره   //    ای رهبر آزاده، خمینی چشم براته
نه هاشمی نه احمدی، لعنت به بیت رهبری   //    شعار ملت ما، دین از سیاست جدا
سید علی پینوشه، ایران شیلی نمیشه   //    آزادی آزادی آزادی   و…

این پایان جمهوری اسلامی و اختناق سیاهی است که 30 سال جامعه ایران را در برگرفته بود. دیکتاتور بیچاره، همچنان که توسط اوباش بسیجی و نظامی اش محافظت می شود اما در بد شرایطی است. هیچ قدرتی ندارد. حتی از برگزاری یک مراسم دولتی هم عاجز شده اند. جالب است که حتی اوباش نظامی اش هم درمانده اند. 5 ماه جنگ در خیابان، هنوز مردم را به خانه نفرستاده هیچ، به هر بهانه ای هم که بیرون می آیند، بیشتر نیرو می گیرند و خود را برای مصافی دیگر آماده می کنند. 13 آبان حتی همه چیز را رادیکالتر کرد. شعارها، خواسته ها و حرکتهای مردم علیه سرکوبگران و در نهایت مسیر انقلاب را…

انقلابی انسانی برای حکومتی انسانی، مردم در 13 آبان، این خواست را فریاد زدند. خواستی که با سرنگونی جمهوری اسلامی، به واقعیت تبدیل خواهد شد.
.

دسته:اجتماعی, سیاسی , , ,

آرشیو مطالب قبلی

RSS منتخب من در بالاترین

Balatarin

درباره من

نام واقعیم سیاوش شهابی نیست اما تا زمانی که نوشتن با نام واقعی خطر جانی برایم داشته باشد، اجبارا با این نام می نویسم. از سال 2005 که با حزب کمونیست کارگری آشنا شدم، وبلاگ نویسی را شروع کردم و این سومین وبلاگ من بعد از فیلتر شدن دو وبلاگ دیگرم است.

هدف من و حزبی که خود را عضو آن می دانم، انجام انقلاب کارگری است. انقلابی که به تمامی مصائب ناشی از نظام سرمایه داری، فقر و محرومیت، تبعیض و نابرابری و اختناق و سرکوب، جهل و خرافه و عقب ماندگی فرهنگی، بیکاری و فساد و جنایت، پایان میدهد.

توئیتهای روزنه دات کام!

آخرین مطالبی که خوندم!

 

    








The Out Campaign: Scarlet Letter of Atheism