دروازه هاي سپيده دم

رنسانسی دیگر پیش روی جهان است، یک رنسانس سوسیالیستی، رنسانس آزادی و برابری، رنسانسی برای بازگرداندن اختیار به انسان…

وقتی 11 سپتامبر، دنیا را تغییر می دهد…

یازده سپتامبر از آن وقایع باور نکردنی بود. زمانیکه موقع صبحانه طبق عادت تلویزیون را روشن کردم، تصویر برخورد هواپیما به برج را که دیدم، گفتم این هالیوود عجب فیلمی ساخته است. آن موقعه ها شبکه دو یک مستند سینمایی به نام سینمای حرفه ای پخش می کرد و فکر کردم اشتباها شبکه را روی دو گذاشته ام. ولی با شنیدن صدای گوینده اخبار صبحگاهی برنامه صبح بخیر ایران خشکم زد! به آمریکا حمله شده بود!

نخستین هواپیما ساعت 8:45 صبح خود را به یکی از برج های دو قلو مرکز تجارت جهانی کوبید و وارد طبقه 73 آن شد. هواپیمای دوم کمتر از 20 دقیقه بعد خود را به ساختمان دیگر زد و پس از مدت کوتاهی برج های دو قلو 118 طبقه ای با ارتفاع 410 متر در مقابل چشم همگان فروریختند. در صبح آن روز، ۱۹ تن از اعضای القاعده، چهار هواپیمای تجاری-مسافربری را ربودند. هواپیماربایان، دو هواپیما را در فواصل زمانی متفاوت تعمدا به برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در شهر نیویورک زدند. در نتیجه این دو برخورد، همه مسافران به همراه عده بسیاری که در ساختمان‌ها حضور داشتند، کشته شدند. هر دو ساختمان، بعد از دو ساعت به طور کامل ویران شدند و آسیب‌های زیادی به ساختمان‌های اطراف زدند. گروه هواپیماربایان، هواپیمای سوم را به پنتاگون، واقع در ارلینگتون در ویرجینیا زدند. هواپیمای چهارم اما در زمینی نزدیک شنکسویل، در ایالت پنسیلوانیا، سقوط کرد. این در حالی بود که تعدادی از مسافرین و خدمه پرواز قبل از سقوط، تلاش کرده‌ بودند تا کنترل هواپیما را که هواپیماربایان آن را به سمت واشینگتن دی.سی. هدایت می‌کردند، به دست بگیرند. اما هیچ‌کدام از مسافران این پرواز و سه پرواز دیگر زنده نماندند.

قربانیان این حملات ۲٬۹۷۴ نفر بودند، که با در نظر گرفتن ۱۹ هواپیماربا مجموع تعداد کشته‌های این حمله‌ها به ۲٬۹۹۳ نفر می‌رسد. اکثر قربانیان این حملات مردم عادی و شهروندان بودند، که ملیت آنها ۹۰ کشور مختلف را شامل می‌شد. به علاوه، مرگ حداقل یک نفر ناشی از قرار گرفتن در معرض گرد و خاک به وجودآمده از ویرانی دو برج نیز گزارش شد.

واکنش ایالات متحده به این حملات، شروع جنگ علیه تروریسم با حمله به افغانستان و از قدرت برکنار کردن طالبان که تروریست‌های القاعده را پناه می‌داد، و نیز تصویب طرح «قانون میهن‌پرستی آمریکا» بود. کشورهای بسیاری قوانین ضدتروریسم خود را تقویت کردند و اجرای آن‌ها را گسترش دادند. بعضی از بنگاه‌های تجاری در آمریکا، تا آخر هفته فعالیت خود را تعطیل کردند و بعد از بازگشایی از زیان هنگفتی خبر دادند که به خصوص متوجه شرکت‌های هواپیمایی و مؤسسات بیمه بود.

خسارتی که به پنتاگون وارد شده بود، ظرف مدت یک سال جبران شد و بعدها بنای «یادبود پنتاگون» در محل ساخته شد. همچنین بازسازی مرکز تجارت جهانی نیز آغاز شد. در ۲۰۰۶، برج اداری جدیدی در محل به بهره‌برداری رسید. مرکز تجارت جهانی ۱ نیز اکنون در حال احداث است که با ۵۴۱ متر ارتفاع، پیش‌بینی می‌شود در سال ۲۰۱۱ به بهره‌برداری برسد. این برج به یکی از مرتفع‌ترین برج‌های شمال آمریکا تبدیل خواهد شد. سه برج دیگر نیز قرار است بین سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۲ در منطقه ساخته شود.

.
حادثهٔ ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ تاکنون بزرگ‌ترین عملیات تروریستی تاریخ ایالات متحده آمریکا به شمار می‌آید و پیامدهای مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی برای این کشور و جامعه جهانی به دنبال داشته‌است. گفته می‌شود که حادثه ۱۱ سپتامبر همانند حملهٔ ژاپن به بندر پرل هاربر، تاریخ آمریکا را تغییر داده‌است. به قول منصور حکمت، جنايت تروريستى هولناک ١١ سپتامبر ٢٠٠١ عليه بشريت و کشتار هزاران نفر از مردم بيدفاع در آمريکا، جهان را در آستانه يکى از تاريک ترين و خونبار ترين دوره هاى تاريخ معاصر قرار داد. آنچه هيات حاکمه آمريکا به آن جنگ جهانى عليه تروريسم اطلاق کرد، در حقيقت ورود دنيا به فاز جديد و ويرانسازى در جنگ جهانى تروريستها بود. #

سپرهای انسانی در مقابل جنگ و آوارگی مردم

چند هفته است که زندگی مردم بخش هایی از کردستان عراق در حملات و اقدامات ضدبشری جمهوری اسلامی و دولت ترکیه به خاک و خون کشیده شده است. هدف این جنایات ایجاد فضای رعب و میلیتاریسم و عقب راندن اعتراض و مبارزه مردم است. صحنه های دلخراش بدن های تکه پاره شده مردم، بسیاری را در جهان به خشم آورده و فی الحال در چند شهر کردستان عراق تظاهرات هایی برپا شده است.

در این رابطه و در ادامه گفتگوی قبلی با یاسر گلی، با مهین شکراله پور فعال سیاسی و سخنگوی کمپین علیه اعدام زندانیان سیاسی کرد گفتگویی داشتم.

سیاوش شهابی: سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران و ارتش ترکیه طی هفته‌های گذشته چندین بار در حمله به منطقه قندیل کردستان، این منطقه را بمباران کرده‌اند. دولت ترکیه و ایران و رسانه‌های نزدیک به دولت‌های این دو کشور، این حمله‌ها را واکنشی نسبت به اقدامات سیاسی، نظامی دو گروه پ.ک.ک و پژاک دانسته‌اند. این درحالی است که رسانه‌های کردی و برخی از فعالان حقوق بشر از حمله به مناطق مسکونی و بی‌دفاع نام برده و اسنادی را منتشر کرده‌اند که از سوی این دولت‌ها رد شده است. لطفا در این مورد بیشتر توضیح دهید.

مهین شکراله پور: کردستان عراق یکی از مناطقی است که همیشه مورد توجه حکومت‌های ایران، ترکیه، سوریه و نیز دولت‌های اروپا و آمریکا بوده است که موقعیتی استراتژیک را داراست. حدود ۱۰ درصد ذخایر نفتی و ۲/۲ درصد ذخایر گاز جهانی در عراق قرار دارد. که حدود ۵۰٪ منابع نفتی عراق در مناطق کردنشین انباشته شده است. در ضمن ۵۰٪ از کل منابع گازی عراق نیز در این منطقه قرار دارد. یعنی حدود نیمی از ذخایر نفت و گاز عراق در کردستان عراق واقع قرار دارد و این در حالیست که ۱۷٪ مساحت این کشور را شامل می‌شود، شاهرگ‌های حیاتی نفت عراق هم از کردستان می‌گذرد و این جایگاه استراتژیکی به کردستان عراق در خاورمیانه داده است. که بر خلاف دیگر مناطق کردنشین سایر کشورهای همجوار است. سرزمینی غنی کوهستانی که از سلسله کوه‌های زاگرس در کردستان ایران تا مناطق کوهستانی ترکیه کشیده شده است. کردستان عراق دارای دشت‌های حاصلخیز است. از نظر ترانزیت هم قابل تامل می‌باشد‌.

حکومت اسلامی برای اولین بار نیست که به مرزهای کردستان ایران و عراق یورش می‌برد که در این رابطه ید طولانی دارد. با قیام تاریخی مردم کردستان عراق در بهار ۱۹۹۱ که بیرون راندن بعث را در این منطقه بدنبال داشت، جمهوری اسلامی و ترکیه به ویژه به هراس افتاده‌اند و با دسیسه و اقدامات پنهان و آشکار در صدد توقف و زدودن تاثیرات آزادی کردستان در کردستان‌های ایران و ترکیه بوده‌اند. جمهوری اسلامی در طی سال‌های گذشته به تناوب هر بار به بهانه‌ای کردستان را مورد حملات توپ‌های دور بر خود قرار داده است و نیز چندین بار نیروهایش را به درون خاک کردستان عراق، به بهانه مبارزه با سازمان‌های اپوزیسیون کرد مستقر در کردستان عراق گسیل داده است. اما به نظر می‌رسد این بار از تهاجمات نسبت به گذشته با توجه به ادوات نظامی و گسیل نیروهای به مقیاس وسیع تر هدف بزرگ‌تری دارد، درنتیجه‌ی تهاجمات وحشیانه و غیرانسانی سرکوبگرانه‌ی حکومت اسلامی به کردستان این مردم ستم دیده محروم کرد منطقه هستند که آواره و خانه خراب کرده‌اند.

این بار رژِیم با همه توان و نیرو با سلاح‌های سنگین و سبک، توپ و تانک به مرزهای کردستان یورش برده و حتی از بمباران روستاهای مرزی کردستان عراق هم ابایی نداشته است. در این مدت صدها نفر از مردم روستاهای منطقه قندیل را توپ باران و آواره کرده است و در بین میان چندین نفر از روستاییان بر اثر حملات توپخانه‌ای کشته شده‌اند. که کودکان کرد هم در این بین جانشان را بر اثر این حملات از دست دادند محمد زرار ۱۳ ساله از جمله کودکان بوده‌اند. این حملات ظاهرا به بهانه سرکوب چریک‌های سازمان حيات آزاد کردستان – پژاک است. اما نظام حاکم طرح و نقشه بزرگی را در این لشکرکشی دنبال می کند.

مقابله با «پژاک» و اعلام جنگی تمام عیار در این منطقه رژیم اهداف بزرگ و چند گانه‌ای را دنبال کند. جلوگیری از مبارزات مردم ایران، رضایت و جلب ناسیونالیست افراطی ایرانی، به بهانه به خطر افتادن تمامیت ارضی کشور و خطر تجزیه طلبان کرد. راه انداختن جنگی که تداعی جنگ ویرانگر ایران عراق برای به کج راه بردن وضعیت فلاکتبار ایران کنونی و منحرف کردن مردم از شرایط اسفبار معیشتی شان می‌باشد.

گسیل نیرو به منطقه به بهانه پژاک و پ کاکا، اهدافی چون نابودی کل اپوزیسیون کرد را در کردستان عراق در سر دارد. و باید گفت که تهاجم اینبار رژیم اسلامی بی ارتباط با تحولات سوریته نیست. جمهوری اسلامی در تلاش است تا ترکیه را مجددا به جنگی دیگر با پ ک ک بکشاند تا هم رشد مبارزات مدنی را در کردستان عراق که اشکارا تغمیق یافته است، سد کند و هم ترکیه را درگیر سازد تا به خیال خود این کشور را از دخالت به ضرر رژیم سوریه در کشور بازدارد.

در ۱۰ روزه اخیر هم رژیم ترکیه در سرکوب کردستان عراق با حکومت اسلامی هم آهنگ شده است. در این حملات هوایی در چند روزه اخیر منجر به کشته شدن خانواده ۷ نفری از کودکان و زنان کرد شد. در یکشنبه گذشته بر اثر حملات هوایی رژیم ترکیه یک خودرو غیرنظامی در اطراف “سنگسر” نزدیک شهر قلعه دیزه کردستان عراق هفت عضو یک خانواده کشته شدند. سه تن از کشته شدگان کودک بودند. که این حملات به مناطق مرزی اقلیم کردستان از طرف مقامات محکوم شده است. محمود عثمان عضو ائتلاف کردستان در مجلس عراق اعلام کرد ارتش ترکیه با هماهنگی آمریکایی‌ها حملات هوایی خود را بر علیه کردستان انجام می‌دهند این در حالیست که هیچ پرواز هوایی بدون اجازه آمریکایی‌ها در حریم هوایی کردستان مقدور نیست..

متن کامل این مصاحبه را در سایت خودنویس بخوانید.

همراه با دریاچه، زندگی را فریاد کن!

در دو دهه گذشته، علیرغم هشدارهای کارشناسان متعدد، جمهوری اسلامی با راه انداختن پروژه احداث بیش از ۳۵ سد، ورود حجم عظیمی از آب ۲۱ رودخانه منتهی به دریاچه ارومیه یعنی حدود ۵ و نیم میلیون متر مکعب را مسدود کرده است. یعنی عملا شریانهای اصلی خونی که این دریاچه را زنده نگه داشته است را بسته است. این سدها، هیچ ربطی به ادعای جمهوری اسلامی مبنی بر تامین آب کشاورزی منطقه ندارد. بلکه یکی از مهمترین پروژه های اقتصادی بود که پشتش مافیاهای اقتصادی حکومتی قرار دارند که از قبل این سدسازیها، میلیاردها دلار پول به جیب زده اند. اگر کسی میخواهد بداند از قبل این پروژه ها چه چیزی نصیب چه کسانی شده است باید به سراغ ارگانها و وزارتهای متنوع نیرو و راه و کشاورزی و مافیاهای اقتصادی متصل به سپاه پاسداران و مهتر و مشخصتر از همه قرارگاه خاتم الانبیا برود که به مثابه یکی از اختاپوسهای اقتصادی حکومت اسلامی، تمام پروژه های زیرساختی و جاده سازی و سد سازی و غیره را در چنگالهای خود داشته اند و دارند. بی دلیل نیست که سران حکومت به سطح وسیعی از اعتراضها و هشدارهای کارشناسان وقعی نگذاشته اند و این پروژه ها را ادامه داده اند.

علیرغم هشدارهای جدی کارشناسان محیط زیست در دهه ۶۰ و بعد، جمهوری اسلامی پروژه ساختن جاده و پل میان گذر روی دریاچه ارومیه را عملی کرد. و این کار را با روشی مغایر با مدرنترین تکنولوژی جاده و پل سازی و با اتکا به ابتدایی ترین شیوه جاده سازی انجام داد. بیش از ۵ میلیارد تن خاک و سنگ از کوه زنبیل کنده شد و به دریاچه ریخته شد تا شرق و غرب این دریاچه به هم وصل شود. به این ترتیب دریاچه به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم شد. یک اکوسیستم آبی یکپارچه به دونیم تبدیل شد. تعادل زیست محیطی دریاچه بر هم خورد. گردش طبیعی آب و اکسیژن و مواد خوراکی که از طریق چرخش آب در حاشیه و کناره های دریاچه انجام میشده تخریب شد و این موجب شد که میزان شوری و غلظت نمک آب در بخش شمالی دریاچه به خاطر عدم تبادل طبیعی آب بین این دو بخش به سرعت بالا برود که منجر به نابودی تقریبی تنها جاندار آبزی سخت پوست به نام آرتمیا در نیمه شمالی شد. علاوه بر این، آلودگی صوتی و محیط زیستی حاصل از رفت و آمد خودروها امنیت زیستی پرندگان را به هم زد. و مثل مورد سد سازی، این جا هم پای مافیای اقتصادی در گیر بود که در بالا به آن اشاره شد. معترضین افشا کرده اند که در پروژه پل میانگذر دریاچه ارومیه شرکتهایی دست اندر کار بوده اند که سرشان به مجتبی خامنه ای وصل است. در یک جمله باید گفت که این یک مرگ طبیعی و اکولوژیکی نیست که به سراغ دریاچه ارومیه رفته است. قاتلان اسلامی، حکم اعدام این دریاچه را صادر کرده اند. موضوعی که در یکی از شعارهای روز گذشته مردم ارومیه نیز به آن تاکید شد.

از چند سال پيش، اعتراضات بحق مردم ارومیه و اطراف به خشک شدن درياچه ارومیه شروع شده است. مردم به درست انگشت اتهام را بسوی حکومت اسلامی گرفته و خواهان اقدامات فوری در مقابل خشک شدن این درياچه هستند. حکومت اسلامی اما نه فقط عکس العملی به اين خواست بحق مردم نشان نداده و کوچکترین احساس مسئولیتی در قبال محیط زیست و زندگی مردم ندارد، بلکه هر حرکت و اعتراض فعالين دفاع از محيط زيست و جوانان ارومیه و سایر شهرها را سرکوب کرده است. وقتي که مدتی پیش تعدادي از جوانان در يک حرکت سمبليک، بطري هاي آب را به درياچه ميريختند٬ مزدوران حکومت به آنها حمله کرده و تعدادي را دستگير کردند. در روز شنبه ٥ شهریور نیز باز هم چماق بدستان و مزدوران حکومت به تجمع اعتراضي مردم در ارومیه و تبريز حمله کرده و تعداد زيادي را دستگير کردند. مزدوران حتي به بيمارستان مطهري در شهر ارومیه حمله کرده و مجروحان و کساني که به بيمارستان پناه برده بودند را دستگير کردند. خانواده هاي دستگير شدگان هنوز از محل نگهداري عزيزان خود خبری ندارند. این در حالیست که دیروز شنبه، 12 شهریور همچنان اعتراضات مردم با سرکوب و دستگیریهای وسیع مواجه شد.

این وضعیت تا جایی بود که برخی فراخوانها برای حضور در میدان بهارستان تهران نیز باعث شد تا شهر نیز شاهد حضور سنگین نیروهای امنیتی در خیابانهای اصلی شهر باشد. بر اساس مشاهدات ناگرنده، کل خیابانهای منتهی به درب اصلی مجلس در میدان بهارستان مملو از نیروهای موتوری گارد ویژه بود. همچنین سر حد میدانهای فردوسی، انقلاب و هفت تیر نیز شاهد حضور نیروهای لباس شخصی و موتورهای یگان ویژه بود.

اکنون لازم است که موضوع دریاچه ارومیه و نگاه زیست محیطی مردم به این رویداد وارد فاز سیاسی تری شود. موضوع دیگر از درگیری نیروهای امنیتی با دوست داران دریاچه ارومیه فراتر رفته است. وقتی حکومت تلاشی برای بقای این دریاچه با موقعیت منحصربفرد خیات وحشش نمی کند و در مقابل خواسته مردم، همچون همیشه از زبان زور استفاده می کند، مشخص است که وضعیت این دریاچه دیگر به بودن و نبودن رژیم اسلامی گره خورده است. از این رو، باید وضعیت دریاچه ارومیه را به عنوان یکی از سرفصلهای اصلی مطالبات فوری مردم ایران برای سرنگونی رژیم اسلامی مورد توجه قرار داد. اینجا هم هر درجه از پیشروی و پیروزی اعتراض مردم، موقعیت اعتراض در سطح سراسری علیه حکومت اسلامی را تقویت میکند و موقعیت حکومت را در قبال مردم معترض تضعیف میکند.

فاجعه زیست محیطی و انسانی خشک شدن دریاچه ارومیه، یک وجه دیگر از فاجعه عظیمتری است که در کل ایران به زندگی مردم سایه انداخته است: فاجعه ای به نام جمهوری اسلامی. امروز می توان گفت که حیات دریاچه ارومیه، همچون بحث معیشت و منزلت مردم ایران که توسط حکومت به گرو گرفته شده است، باید به یکی از اصلی ترین خواسته های مردم ایران در مقابل دیکتاتوری اسلامی تبدیل شود. برخورداری از یک محیط زیست سالم و ایمن و آزادی ساکنین کشور و نمایندگان آنها در کنترل و حسابرسی تاثیرات فعالیت های دولت و بنگاه های مختلف بر محیط زیست، حق بدیهی و بی چون و چرای مردم است.

دریاچه ارومیه، می تواند مثال نمادین همان جوان تونسی باشد که در میدان اصلی شهر به دلیل شرایط بد زندگی و از دست رفتن وسایل تهیه معاش خود را به آتش کشید یا آن جوانی باشد که به جرم آزادی و حق خواهی، زیر شکنجه های نیروهای امنیتی مصر به قتل رسید و شعله های خشم توده های مردم را علیه دیکتاتوری بن علی و مبارک برافروخت. به راستی که دریاچه ارومیه زندگی را فریاد می زند. تو نیز زندگی را فریاد کن…

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.