دروازههای سپیدهدم
رنسانسی دیگر پیش روی جهان است، یک رنسانس سوسیالیستی، رنسانس آزادی و برابری، رنسانسی برای بازگرداندن اختیار به انسان…
بایگانیهای ماهانه: اوت 2011
شبهای اسرارآمیز…
نوشتهشده به دست در 30 اوت 2011
شبها این زیر زمین جای اسرارآمیزی میشه. صدای سوسکهای زیر سقف کاغذی، صدای بادی که از گوشه شکسته پنجره می زنه تو، ماشینهای تو خیابون که این موقع شب بعضا کامیونهای حمل زباله هستن. خش خش تختم که روش اینور و اونور میشم. همه اینها بخشی از یک سمفونی شبانس که من رو به اعماق [...]
نور بالا حرکت نکن عزیزم!
نوشتهشده به دست در 11 اوت 2011
ما خواستیم یه حرکت ژانگولریسم بزنیم ولی نشد. به قول دوستان، غل و زنجیرمون کردن و از جامون نمی تونیم تکون بخوریم. حالا ما درست یا نادرست انتظاراتی داشتیم یا فکر می کردیم می تونیم انتظاراتی داشته باشیم که صدالبته بی خود بود و هر چی رویا تو ابرای بالاسرمون داشتیم با یه رعد و [...]
یک واقعیت تلخ
نوشتهشده به دست در 11 اوت 2011
اگر فرض بگیریم که رفیق مثل کفش می مونه و رفاقت هم مثل یه جاده طولانی… فکرشو بکنید یکدفعه وسط جاده بفهمین پا برهنه اید! چی میشه؟!…
اوژنی گرانده
نوشتهشده به دست در 10 اوت 2011
جدیدا یکسری کتاب تهیه کردم که البته بعضیاشون قدیمی و تکراری هستن. مثل اوژنی گرانده. قبلا این اثر دو بالزاک رو خونده بودم اما نمی دونم چرا وقتی جلوی کتاب فروشی ایستادم، ناخوداگاه دوباره به سمتش رفتم و یک نسخه جدیدشو تهیه کردم. اوژنی گرانده به لحاظ ساختاری یک آثر واقع گرایانه است که نویسنده [...]
شورش گرسنگان در لندن!
نوشتهشده به دست در 9 اوت 2011
اصلا اهمیتی ندارد که آیت اله بی بی سی به معترضین می گوید آشوبگر، این شورش گرسنگان است. جوانانی به تنگ آمده از استثمار و بیکاری و پایین بودن سطح معیشت. برای همین است اولین جاهایی که مورد حمله قرار گرفته فروشگاههاست. مردم گرسنه، صدا و سیما نمی گیرند. به پادگان حمله نمی کنند. مقر [...]





