نبرداول مه در سنندج سرخ!

این نوشته قبلا در نشریه جوانان کمونیست شماره 296 ( چون نشریه را در دسترس ندارم، تاریخ دقیق انتشار آن را نمی دانم اما زمان انتشار، هفته اول می 2007 است ) منتشر شده. مربوط می شه به گزارش من از مراسم اول ماه مه 86 سنندج.

نبرداول مه در سنندج سرخ!

اول ماه مه روز «نه بزرگ» کارگران به این دنیای وارونه است. امسال همزمان با دیگر کارگران آزادی و خواه و برابری طلب در سرتاسر دنیا، کارگران ایران نیز مراسمهای باشکوه خود را برگزار کردند.

در سنندج کارگران، با فراخوان اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار و کمیته هماهنگی ایجاد تشکلهای کارگری واحد غرب کشور و تعدادي از فعالين کارگري، در خیابان صفری و در مقابل اداره روابط کار سنندج دست به تجمع اعتراض آمیز زدند که این تجمع از حمله وحشیانه نیروهای سرکوبگر پلیس و اطلاعات در امان نماند. اما کارگران و مردم با تجمع خود و بالا بردن پلاکارتهای سرخ و سوسیالیستی و سر دادن شعار آزادی وبرابری، زنده باد اول ماه مه، زندانی سیاسی آزاد باید گردد، داشتن تشکل مستقل حق مسلم ماست، محمود صالحی آزاد باید گردد و کار کودکان ممنوع، رژيم اسلامي را هراسان کرده بود.

دیدن ترس و هراس و دست پاچگی نیروهای اطلاعاتی که با موبایل و بی سیم و با فریاد و خشم در میان شادی کارگران، با هراس و وحشت به اکیپهای مختلف نیروهای سرکوبگر اطلاع می دادند تا هر چه زودتر نیروهای خود را برای متفرق کردن مردم به محل بیاورند دیدنی بود. در ابتداي مراسم زبونی حکومت اسلامی و قدرت طبقه کارگر در این روز تماشایی بود.

در همان ابتدای تجمع کارگران در مقابل اداره روابط کار، چند اتوموبیل نیروهای پلیس و اطلاعات محل را محاصره کردند و به طرف شرکت کنندگان آمدند تا بتوانند دوربین های عکاسی و فیلمبرداری و موبایلها را به زور از جوانان بگیرند اما با مقاومت و حمایت کارگران از صاحبان این وسایل مواجه شدند و مجبور به عقب نشینی شدند.

وقتی جمعیت در حد 300 نفر رسید، پلاکارتها بالا رفت و شیث امانی رئیس هیئت مدیره اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار با صدای بلند شروع به خواندن قطعنامه کرد. ابتدا نیروهای لباس شخصی و پلیس وحشیانه به طرف فعالین کارگری حمله کردند تا مانع قرائت قطعنامه شوند ولی کارگران و مردم شرکت کننده اجازه این تعرض را ندادند و نیروهای پلیس مجبور به عقب نشینی شدند ولی با صدای بلند فریاد می زدند که اینها عوامل شناخته شده هستند و ما آنها را دستگیر می کنیم که همه یکصدا آنها را هو کردند و مجبور به عقب نشینی شدند. جمعيت تجمع مرتب اضافه ميشد.

در هنگام قرائت متن قطعنامه بارها نیروهای اطلاعات سعی کردند با ایجاد تشنج و ضرب و شتم مردم و ایجاد فضای رعب و وحشت مانع برگزاری کامل مراسم شوند، ولی هوشیاری و آگاهی کارگران این ترفند نیروهای سرکوبگر را خنثی کرد و آنها تا پایان قرائت قطعنامه نتوانستند کاری کنند. در هنگام قرائت قطعنامه، کارگران و مردم با خواندن هر بندی از قطعنامه، با تشویق و فریاد زنده باد، قطعنامه را تایید می کردند که این صحنه بیشتر باعث خشم و ترس نیروهای لباس شخصی اطلاعات شده بود.

من که به همراه چند تن از دوستانم در میان کارگران بودیم، به یکباره با حمله وحشیانه نیروهای مسلح پلیس مواجه شدیم که با باتوم و مشت و لگد می خواستند فعالین کارگری را دستگیر کنند ولی کارگران اجازه این کار را نمی دادند. درگیری بین مردم و نیروهای پلیس بر سر دستگیری فعالین کارگری در گرفت.

مردم اجازه دستگیری نمی دادند و شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد سر می دادند. جو مراسم و محل برگزاری به قدری به نفع کارگران بود که هر آن امکان سر دادن شعار مرگ بر جمهوری اسلامی نیز وجود داشت ولی نیروهای پلیس با تعداد نفرات بیشتری و با باتوم به تجمع کارگران حمله کردند که این باعث دستگیری و مجروح شدن تعدادی از کارگران و مردم شد.

برخی از مجروحین به خاطر شدت جراحات سریعا توسط مردم و هر اتوموبیلی که در اختیار بود از محل دور می شدند. بیشتر مجروحان فعالین کارگری شناخته شده بودند که نیروهای پلیس قصد دستگیری آنها را با ضرب و شتم داشتند. شخصا در یکی از این درگیریها حضور داشتم. یکی از فعالین کارگری قصد فرار از دست مامورین اطلاعات را داشت که من و چند نفر دیگر سعی کردیم کمک کنیم ولی تعداد بیشتری از مامورین لباس شخصی و پلیس به طرف ما حمله کردند و ما را هم مضروب کردند و متاسفانه این فعال کارگری دستگیر شد. درگیری بین کارگران و نیروهای پلیس به یکی از خیابانهای اصلی شهر کشیده شد که در آنجا یک جوان با ضرب و شتم شدید دستگیر شد و نیروهای پلیس با ضربات باتوم، مردم و کارگرانی که قصد داشتند مانع بازداشت او شوند را متفرق می کردند.

دامنه این اعتراضات به سرعت برق در تمام شهر پیچید و بسیاری از مردم در حمایت از کارگران به طرف خیابان صفری حرکت کردند که با حمله نیروهای پلیس مواجه شدند. پلیس خیابان را بست و به این بهانه، به جان مردم و جوانان افتادند و هر کسی را که جلویشان بود با ضربات باتوم می زدند. و به این شکل مراسم روز جهانی کارگر در سنندج توسط وحشیهای اسلامی سرکوب شد.

اتحاد و انسجام کارگران در این مراسم بسیار دیدنی بود. زن و مرد و جوانان همه از یکدیگر حمایت می کردند. این اتحاد و انسجام ما کارگران بود که اوباش رژیم را به چنان وحشتی انداخته بود که در میان شادی و کف زدنهای کارگران فریاد می زدند زودتر نیروها را بیاورید!

اول ماه مه سنندج در ظاهر سرکوب شد ولی پیامی که به مردم دنیا مخابره کرد بسیار مهم است. نمایش اتحاد و انسجام کارگران در مقابل رژیم اوباش اسلامی برای تغییر این دنیای وارنه، مهمترین پیامی بود که در این روز به دنیا مخابره شد. کارگران ثابت کردند اگر در کنار هم و متحدانه عمل کنند، رژیم اسلامی چاره ای جز پذیرفتن شکست ندارد. امروز رژیم از کارگران شکست خورد…


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s