به طرفداران موسوی: مخالف بودن حق من است، آن هم امروز!

یک روز قبل متن کوتاهی در نقد و افشای موسوی نوشتم و لینکش را در بالاترین قرار دادم و تنها بعد از 15 دقیقه، با تعداد زیادی امتیاز منفی و فحش و اتهام و در نهایت حذف لینک مواجه شدم. اینکه لینک حذف می شود مهم نیست. اینکه امتیاز منفی میگیرید هم مهم نیست. مسئله اصلی که بارها دیگر کاربران هم به ان اشاره کرده اند، نادیده گرفتن حق نقد، و نثبت دادن القابی زشت و زننده همچون بسیجی به نویسنده مطلب است. گویی طرفداران موسوی تنها حق نوشتن دارند. گویی این انها هستند که می دانند امروز چه چیزی درست یا نیست.

آنهایی که من را به القابی چون بسیجی مفتخر کردند، لازم است پاسخ دهند با کدام مدرک و بر چه اساسی این حرف را می زنند؟ چرا و چگونه است که خوده موسوی به عنوان یکی از اجزای سازنده این رژیم سرکوبگر و ادم کش، از گل کمتر نباید بشنود چون اوضاع حساس است، اما من که منتقد هستم، من که از کودکی با اعدام نزدکیترین اقوامم، زجری که همین جانیان بر خانواده ام انداختند را شاهد بودم، باید با یک نقد، فحش بشونم و بسیجی خطاب شوم؟ در کجای نوشته من و دیگران، کمترین دفاعی از یک بخش رژیم شده بود که باید اینطور خطاب شویم؟

مگر نه اینکه موسوی می گوید در چارچوب قانون اساسی و قابلیتهای بسیار آن به مبارزه ادامه می دهد؟ قانونی اساسی، با اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه! و همین بسیجیها و سپاهیها و اطلاعاتیهای آدم کش، بر اساس همین قانون اساسی، دانشجویان را به طبقه منفی 4 وزارت کشور می برند، نداها و سهرابها را می کشند و حجاب اختناق و دیکتاتوری را بر سر جامعه کشیده اند. تفاوت موسوی با دیگر افراد در قدرت این حکومت چیست؟ اصلا موسوی تا قبل از انتخابات، چیزی درباره حقوق شهروندی، حقوق بشر، آزادی و … می گفت؟ مگر در زمان نخست وزیریش، از ورود هیئت های حقوق بشری به ایران جلوگیری نکرد؟ آن هم با این استدلال که ما حقوق بشر اسلامی داریم؟ موسوی زمانی که همین بنزین را می خواستند گران کنند ( که همه می گفتن تنها دست دولت احمدی نژاد در کار است )، مگر چه نقدی به آن مصوبه داشت؟ ( بر اساس گفته های موسوی و رضایی در مناظره تلویزیونی ) و…

چه لزومی دارد، با گفتن اینکه امروز وقت اتحاد است یا نباید صفوف جنبش را از هم پاشید، جلوی حرف زدن دیگران را گرفت؟ چنین برخوردی جز اینکه به سود رژیم و سرکوبگران است، چه منفعت دیگری دارد؟ مگر همین انقلاب 57 را چطور سرکوب کردند و به آن خون پاشیدند؟ رژیم با زندان و شکنجه فریاد حق طلبی و آزادی خواهی را خفه می کند، در بالاترین هم عده ای پیدا می شوند که با تعصباتی کور، از امتیاز منفی همچون باتونی در دست سرکوبگران، برای خفه کردن نظرات و دیدگاه های دیگران استفاده می کنند! امتیاز منفی برای راهکار نقد نیست، خفه کردن صدا است. اگر نقدی دارید، دست به قلم شید. فکر می کنید همین بسیجیها، چطور در خیابان اله اکبر گویان ادم می کشند؟ با همین تعصبات کور و خشک…


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s