از تظاهراتهای روزانه تا شعارهای رادیکال، چه کسی گفت نه؟!

دو ماه اول اعتراضات، تقریبا هر روز در نقاط مختلف تهران تظاهراتهای به قول معروف برق آسا و کوتاه برگزار می شد. مدام فراخوان به تظاهرات در نقاط مختلف شهر بود که منتشر می شد و اعصاب سران حکومت و اوباش سرکوبگرش را حسابی بهم ریخته بود. یادمان نمی رود آدمکشهای بسیج و سپاه چطور خسته و درمانده شده بودند. اما آن روزها بعضیها بودند که مدام در سایتهای اجتماعی هشدار می دادند که خیلی از این قرارها و برنامه ها کار پاسدارها و اطلاعاتیها برای شناسایی معترضین و دستگیری آنها است. مدام هشدار می دادند که گول نخورید این کار بسیجیهاست و می خواهند مردم را سرکوب کنند ( که البته بالعکس، فراخوانهای متعدد و حضور گسترده مردم، همین نیروهای سرکوبگر را خسته و درمانده کرده بود) که البته در بیشتر مواقع، مردم اهمیتی به این حرفها نمی دادند. اما خیلی از برنامه های تظاهراتها به همین شکل و بهانه بایکوت می شدند و دیگر کسی سراغی از آنها نگرفت و به یکباره، همه چیز به روزهایی بخصوص مثل روز قدس و 13 آبان موکول شد. مناسبتهای دولتی که هر چند بر سر حکومت خراب شدند و خواهند شد، اما فضای اعتراضی جامعه را دستخوش تغییراتی نمود.

اکون بعد از گذشت چند ماه از آن روزها، همانهایی که به بهانه امنیت ( امنیتی که 30 سال است از کل شهروندان سلب شده )، از برگزاری این تظاهراتها جلوگیری می کردند و تمام تلاششان را کردند که دیگر کسی فراخوان به تظاهرات ندهد و تنها مرجع راهپیمایی و تظاهراتها را، عناصر حکومتی چون کروبی وموسوی تعریف کردند که امروز تقریبا همه می دانند نه تنها ربطی به جنبش انقلابی مردم ایران نداشتند و ندارند که در مقابلش هم ایستاده اند و در واقع در دعواهای جناحی درون حکومت مجبور شده اند طرف مردم را بگیرند.

از طرفی خیلی خوب که دقت می کنید، می بینید همانهایی که جلوی این تظاهراتها را گرفتند، کسانی هستند که شعارهایی همچون «نه شرقی نه غربی دولت سبز ملی» سر می دهند. آنها که ناله سر می دادند مردم بیرون نروید اینها سرکوب می کنن. همانهایی که مدام می گویند حرکت آرام و مدنی و به دور از خشونت ( و معلوم نیست چرا انقدر مردم را خشونت طلب معرفی می کنند ). همانهایی که از اسلام دفاع می کنند و می گوند مردم حکومت سکولار نمی خواهند. همانهایی که بعد از سرکوب خونین مردم توسط سپاه و بسیج، از مردم می خواستند با شاخه های گل به سمت پادگانهای سپاه بروند!

این یک جنگ طبقاتی است. طبقه متخاصم با انبوهی از رسانه و خادمین ریز و درشت خود، سعی دارد به هر شکلی جلوی پیش روی انقلاب را بگیرد. جلوی خواسته ها و مطالبات واقعی مردم بایستد و انچه که خود می خواهد را به مردم دیکته کند. اما اشتباهشان اینست که از روی سر مردم تصمیم می گیرند و انها را از چارچوب تحلیلهایشان کنار می گذارند. اين مردم و انقلاب نیست که با این حرکتها از پاى درآید، بالعکس اين حرکتها، نشاندهنده شکست زود هنگام ضد انقلاب در قالب همان حکومت اسلامی بود که امروز صحبت از پیش نویس قانون اساسی برای آینده ایران می دهد ( و معلوم نیست چگونه بدون دخالت مردم و مشخص شدن خواست عمومی آنها از هم اکنون قانون وضع میشود؟! ). توهمات و تصورات بخشی از جامعه باعث شد که ضد انقلاب دست به چنین حرکتی بزند، اما همین جامعه، دارد ماهیت طبقاتی خود را می شناسد برای همین در مقابل شعار ارتجاعی » نه شرقی نه غربی » ایستاده و فریاد می زند من «جمهوری انسانی» می خواهم.

.

یک شعار ما در 13 آبان:

آزادی ، برابری ، جمهوری انسانی
.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s