قتل عام دهه 60 و خاتمی

یک نشانه بارز گذار از جمهوری اسلامی، بیرون کشیده شدن پرونده جنایات این رژیم توسط مردم است. امروز دیگر کمتر کسی پیدا می شود که از سرکوبها، زندانها، شکنجه ها و قتل عامهای رژیم اسلامی و دست داشتن سران ریز و درشتش در آن جنایات حرف نزند. همین فضا، خودش خیابانها و حتی محافل خانوادگی را به دادگاه رژیم اسلامی تبدیل کرده. از همه حساستر، مسئله قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان 67 است که فکر بخش وسیعی از جامعه را به خود مشغول کرده. با گذشت سالها، گویی این واقعه همین امروز روی داده که جامعه اینچنین به شوک رفته و نمی تواند چنین قتل عامی را باور کند. مردم در پی حقایق و احقاق حقوق از دست رفته اشان هستند و هر کس که کوچکترین حضوری در قدرت داشته، از اتهام دست داشتن در این جنایات راه فراری ندارد. خاتمی یک نمونه است.

اوضاع انقدر خراب شده که حتی خاتمی هم نمی تواند از زیر اتهام قتل عام زندانیان سیاسی در دهه 60 فرار کند. ولی شارلاتانیزم او هم در نوع خودش جالب است. با همان وقاحتی که خاص این جماعت است، در ديدار با اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران خیلی راحت می گوید «آنها استثنائاتی بودند که به خاطر جنگ و شرائط ویژه پیش آمدند». نمی دانم این وقاحت، این شارلاتانیزم سیاسی را چطور می توان توجیح کرد؟ البته همین اشاره نیم بند، آنهم نه در یک مصاحبه که خبرنگار یکدفعه بخواهد مچ بگیرد، بلکه در یک جمع دانشجویی، نشاندهنده آگاهی این اوباش از موج عظیم دادخواهی مردم علیه کل عوامل این رژیم است. خیلی خوب می دانند که نمی توانند از دست خشم و کینه مردم فرار کنند.

آقای خاتمی که هیچ، همین موسوی و کروبی هم که شریک آن جنایات هستند، ( که از ترس همان دوران است، امروز خودشان را پشت سر مردم پنهان کرده اند و حرف از عدالت می زنند ) نمی توانند از دادگاه و پاسخ دادن به حقایق فرار کنند. موسوی که خیلی پایش گیر است. به هر حال باید توضیح دهد دلیل بازگشت به دوران خمینی چیست؟ چرا قرار است قانون اساسی اسلامی که از پایه بر مبنای تبعیض و دروغ و جنایت و تناقض بنا شده، فردای این کشور را بسازد. چرا گذشته خونین این نظام باید آینده ساز باشد؟ یکبار دیگر بیانیه 14 موسوی را بخوانید. انقدر دم زدن از بازگشت به دوران خمینی و اجرای دقیق قانون اساسی ( که اپوزیسیون طرفدار رژیم هم سنگش را به سینه می زند ) به واقع تنها را رهایی رژیم اسلامی است. سرکوب و باز هم سرکوب! این تنها تصویری است که از کل دوران جمهوری اسلامی به دست می آید و تنها سرکوب مردم به خشم امده از این بساط می تواند آقای موسوی را به هدفش برساند. ولی دو مشکل وجود دارد. اول اینکه ایشان در قدرت نیست و همراهان قدیمی هم نمی خواهند به نصیحتهایش گوش دهند و دوم مردم در خیابانها برای یک جمهوری اسلامی از نوعی دیگر مبارزه نمی کنند. آنها از آزادی، از عدالت، از برابری، از حق انسان بودن کلش را می خواهند نه آن میزان که اسلام آقای موسوی قرار است تعیین کند.

13 آبان، یکصدا فریاد خواهیم زد:

جمهوری اسلامی نمی خواهیم نمی خواهیم

آزادی برابری جمهوری انسانی

.


یک دیدگاه

  1. سایت زیر روشی را برای ایجاد فشار روانی و ایجاد تفرقه بین کودتاچی ها و ایجاد اتحاد بین مردم فراهم کرده است

    http://sites.google.com/site/greenlettersofiranians

    صندوق پست نهادهای دولتی، ادارات و وزارت خانه ها را انباشته از نامه های کاغذی اعتراض آمیز می کنیم.آدرس پستی تعدادی ازاین نهادها در این سایت آمده است. همچنین برای ایجاد فشار روانی بیشتر بر کودتاچیها می توانید آمار تعداد نامه ها را هم ثبت کنید

    در برابر تقلب، سرکوب، شکنجه، تجاوز، اعدام و دادگاههای نمایشی و فرمایشی تا آخر ایستاده ایم
    عزل محمود احمدی نژاد و محاکمه آمران و عاملان این جنایتها در دادگاهی بین المللی و بی طرف اولین خواسته مردم ایران است


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s