نیروی سرکوب هرگز، جنبش کارگری و زنان آری

اخیرا بیانیه ای با امضای «ستاد هماهنگی جنبش سبز دانشجویی» منتشر شده که نکاتی را در خود دارد.

1- بیانیه اعلام می کند که «مراسم سخنرانی شخصيت های سياسی در هر دانشگاه بزودی اعلام می شود» این ترفندی است که اصلاح طلبان حکومتی چندین بار در مواجه با حضور مردم به کار بسته اند. بخصوص این ترفند به دلیل گستردگی جغرافیا، در تهران نتایج بدی به دنبال داشت. صفوف مردم، در طول 2 راه پیمایی اصلی گذشته، بین میدان هفت تیر تا میدان آزادی، همواره خارج از انسجام، تمرکز و چارچوب خاصی بوده و این به دلیل اعلام پراکنده حضور همین به اصطلاح شخصیتهای سیاسی بوده است. نقطه متمرکزی برای شروع اعلام نشده و همواره صفوف مردم به صورت پراکنده باقی مانده است. این پراکندگی و گستردگی تطاهراتها قطعا یک نکته مثبت است اما تداوم این حالت از مبارزه، باعث خستگی و ریزش زود هنگام حاضرین می شود. اعلام یک نقطه متمرکز، تلاش برای رسیدن به هدف و در نهایت بیرون کردن نیروهای سرکوب از نقطه هدف، گام بزرگی برای فتح پله های دیگر توسط مردم است. نکته قابل تاملی که نویسندگان بیانیه در طول چند ماه گذشته از آن هراس داشته اند همین است.

باید متوجه این نکته بود، نویسندگان این بیانیه و نیروهای سرکوبگر، جز در فرم، تفاوتی با هم ندارند. تلاش هر دو، شکستن تمرکز و انسجام صوف معترضین و در نهایت پراکنده کردن مردم است. اولی با اعلام پراکنده نقاط تظاهرات، پیش کشیدن مسائل و شعارهای انحرافی چون «برادرسپاهی چرا برادرکشی» و دومی با استفاده از نیروی نظامی و سرکوب مستقیم مردم. جناح اول (با اسم رمز جنبش سبز)، از همین حضور پراکنده مردم و سرکوب انها، همان استفاده تبلیغاتی خودش را برای دمیدن در شیپور خشونت طلبی جناح دوم (جناح در قدرت) می برد. در پس این شعبده بازی، قصد این جریان جلوگیری از تحرک جامعه و دانشگاه است.

2- «مراقبت ازانضباط مبارزات بی خشونت مجددا مورد تاکيد قرارمی گيرد و دانشجويان مراقب هستند که به دام حکومت برای خشونت ورزی نيفتند». این اعلام وقیحانه دوری از خوشنت توسط مردم، نکته دوم بیانیه است. بارها گفته شده است که سرکوبگران، منتظر خشونت کسی نبودند تا بیش از 100 نفر را بکشند و صدها نفر دیگر را دستگیر و مورد تجاوز و شکنجه قرار دهند. نکته قابل تامل در جملات بالاتر که می گویم این دو جز در فرم، تفاوتی با هم ندارند همین است. پایینتر به این هم می رسیم که چرا به جای فراخوان به جنبش کارگری و زنان، از نیروهای مسلح دعوت می کنند. تعرض و مقابله مردم با سرکوبگران، اتفاقا برای از بین بردن خشونت است. مردم به تنگ امده از 30 سال خشونت و جنایت، در مقابل موجی از اعدامها و سنگسارها، زندان و تحمیل فقر و بی حقوقی به خیابان امده اند و در مقابل این حرکت مردم، موعضه گرانی از عدم خشونت در تظاهراتها حرف می زنند.  تا حالا هم کسی کاری نکرده است که سرکوبگران به اصطلاح بهانه داشته باشند. بیرون آمدن مردم علیه این استبداد و تحش اسلامی، فتواهای آیت اله های میلیارد در اینکه پیروی از ا.ن پیروی از خداست، بهانه لازم را به دست سرکوبگران داده است. لازم نیست مردم با چوب و چماق کسی از اراذل و اوباش سرکوبگر را بزنند. قطعا بساری از دوستان به یاد دارند چطور بسیجیها، روز 26 خرداد در مواجه به حرکت آرام مردم از بلوار کشاورز، وحشیانه به انان حمله ور شد و آن جنایات پیش آمد. طبیعتا مردم هم از خود دفاع کردند و دیدیم مثلا چطور موتورسیکلتهای سرکوبگران به آتش کشیده شد و در بسیاری از محلات، مردم جانانه مقابل نیروهای تا دندان مسلح بسیج و گاردیها ایستادگی کردند. این حرکت انقلاب تداوم خواهد داشت.

3- شعارهای پیشنهادی این جریان هم پرت و بی معناست. برای مثال اگر در جریان قیام بهمن 57، مردم در مواجه با نیروهای شاه، شعار «برادر ارتشی چرا برادر کشی» می گفتند، یک دلیلش بی ارتباطی واقعی اکثریت نیروهای موجود در ارتش با نظام حاکم بود. سربازان ارتش، همگی نیروهایی از دل همین جامعه، آشنا با دردها و رنجها، فرزندان همان مردم و همچنین خود قربانیان آن نظام بودند، اما در حال حاضر، ما با نیرویی که در حقیقت نه سرباز، بلکه به معنی واقعی، سرکوبگران مزدبگیر هستند، مواجه هستیم. اصل تشکیل این بازوی نظامی، بر سرکوب و کشتار مخالفین بنا شد. بر حفظ رژیم اسلامی با دست بردن به تمامی ابزار سرکوب بنا شد. کاری که تا امروز انجام داده و بخصوص در طول چند ماه اخیر، همگان شاهدش بودند. در طول تاریخ 30 سال حکومت رژیم اسلامی، نه تنها کوچکترین سنخیتی بین توده وسیع مردم و این نیروی سرکوب وجود نداشت و ندارد، بلکه یک هدف اصلی انقلابیون، باید انحلال این نیروی سرکوبگر باشد. اگر قرار است کسی از این نیرو به مردم بپیوندد، در منطقی ترین حالت، باید اسلحه اش را زمین بگذارد و لباس این نیروی سرکوب را از تن خارج کند. حفظ سپاه، حفظ یک نیروی سرکوبگر، بیانگر تلاش جناح خارج شده از قدرت برای حفظ جمهوری اسلامی با تمام نیروهای سرکوبگرش است. البته این تلاش، برای جناحی که می گوید جمهوری اسلامی یک کلمه کمتر و بیشتر نه، اصلا عجیب نیست.

4- نهایت شارلاتانیزم سیاسی در انتهای بیانه نمود پیدا می کند. در نهایت وقاحت، به جای فراخوان به جنبش کارگری و زنان ( که در طول سالهای گذشته همواره یکی از نکات اصلی اعلام پیوند جنبش دانشجویی با دیگر بخشهای جامعه بوده ) نیروهای سرکوبگر به صفوف مردم دعوت می شوند. شاید تصور شود کلمه «اقشار گوناگون» همین منظور را می رساند که جنبش کارگری و زنان را هم شامل شود اما ابدا چنین نیست. نام بردن از دو جنبش سیاسی عینی و زنده موجود در جامعه، به اعتراض و حضور مردم خط و جهت سیاسی مشخصی می دهد. جنبش دانشجویی، همواره اعلام کرده و خود را مدافع و حامی مطالبات و مبارزات این دو جنبش دانسته است که البته خوده جنبش دانشجویی و مطالباتش، جدا از خواست این دو جنبش نیست و نمی تواند باشد. جنبش زنان، جنبشی برای رفع تبعیض و نابرابریهای موجود در جامعه و نیز جنبش کارگری، جنبشی برای رفع بی حقوقی و استثمار کارگران، لغو کارمزدی، جنبشی برای لغو مالکیت خصوصی و… . اینکه نامی از اینها برده نمی شود، در واقع می خواهد ان مطالبات و خط سیاسی واقعی را از جنبش بگیرد. می خواهد آن را بدون هویت کند و در نهایت به زمین بزند.

همانطور که بالاتر اشاره شد، قصد این جریان، حفظ وضعیت موجود، حفظ نیروهای سرکوبگر و در نهایت انحراف جنبش انقلابی مردم و سرکوب آن است. اشکال این سرکوب متفاوت است. شاید در پس پزهای دمکراتیکشان، واقعا مثل دهه 60 به مردم حمله ور نشوند، اما قطعا چیزی بهتر از شرایط حال حاضر بدست نمی دهند. هر چند در واقعیت عینی،این اتفاق هرگز نخواهد افتاد. هر چقدر در این سرکوب، درجه خشونت بیشتر یا کمتر باشد، جناح اول ( به نمایندگی موسوی ) سرمست از نوشتن خشونت به پای برادران ان یکی جناح می شود. رفتار اینها در به اصطلاح دعوت این نیرو برای پیوستن به مردم، تو خالی و فاقد واقعیت است چرا که حفظ این نیرو در دستور کارشان قرار دارد. مردم برای حفظ نیرویی که فرزندانشان را در خیابان به گلوله بسته اند، دستگیر و شکنجه و مورد تجاوز قرار داده اند تلاش نمی کنند. واقعی ترین مطالبه این مردم، انحلال فوری این نیروی تروریستی است.

در کلام اخر، از نظر رویدادهای فعلی جامعه ایران، جنبش موهوم سبز، جريانى بيربط است. نه پلى واقعى به آينده است و نه سدى قابل اعتنا در برابر آن. این جریان در مقابل موج عظیم انقلابی مردم، در نهیات خرد خواهد شد. 16 آذر این را به خوبی به نمایش خواهد گذاشت.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s