اين خودنويس، خود نويس نيست!

دنياي سايبر هر روز فناوريهاي جديد و امكانات متنوعي را به كاربران خود عرضه مي كند. وسعت و تنوع اين امكانات به قدري زياد است كه خيلي وقتها انتخاب سخت مي شود. اما در دنياي وبلاگ نويسي و به قولي، روزنامه نگاري سايبر ( عرصه اي كه من تازه به ان وارد شده ام ) قضه كمي متفاوت مي شود. علاقه ژورناليستهاي سايبري در به اشتراك گذاري مطلب خود با ديگران و آگاهي از نظرات ديگران نسبت به آن و همينطور ايفاي نقش بيشتر از يك وبلاگ نويس، باعث شده تا امكانات جديدتري در تعامل با كاربران و ديگر نويسندگان ظهور كنند. يكي از اين امكانات، سايت خودنويس است. اينجا

اين سايت در معرفي خودش مي نويسد:

تمامی علاقه‌مندان می‌توانند مطالب و نظرات خود را اعم از عکس‌، فیلم‌، پادکست‌، کارتون و بلاگ نوشته‌ها منتشر کنند. تمامی دست‌اندرکاران خودنویس به صورت رایگان و صلواتی مشغول به فعالیت هستند. خودنویس متعلق به شماست. برخلاف وبسایت‌های دیگر مطالب خودنویس به دست شما نوشته می‌شود و به دست شما هم به چاپ می‌رسد. نظرات‌ و  دیدگاه‌های شما جوهر خودنویس خواهند بود. اینجا خانه خودتان است. همه‌ی مباحث و موضوعات آزاد برای بحث و گفت‌وگو می‌باشند.

همين چند خط و تمام! از نظر من، همين چند خط هم كافي است براي جايي كه قرار است مطالبش را شما بنويسيد و نظرات و ديدگاه آزاد خودتان را در موضوعات مختلف براي بحث و گفتگو با ديگران منتشر كنيد. خوب البته تفاوتهايي هم با وبلاگ دارد. بر خلاف ادعاي صاحبان سايت، ديگر شما آنقدر هم آزاد نيستيد كه هر چه خواستيد منتشر كنيد. براي امتحان، من در اين سايت عضو شدم ( و همين حالا بگويم كه مي خواهم از نويسندگان دائمي اش هم باشم و به رفقاي ديگر هم پيشنهاد مي كنم اين كار را بكنند ) و آخرين نوشته خودم را در مورد كنسول ايران در نروژ براي انتشار انجا گذاشتم. اينجا

بعد از چند ساعت، اين متن منتشر شد اما با تغييرات فراوان! همانطور كه مي بينيد، سردبير محترم سايت، با عنوان اينكه بخش‌هایی از این مطلب به خاطر آوردن اتهام‌هایی علیه آقای حیدری که ثابت نشده، قابل انتشار نبود، بخشهاي پاياني مطلب من را سانسور، ببخشيد حذف نموده اند. من بحث خاصي ندارم، يكبار ديگر آن سه پاراگراف آخر را كه از قول سردبير اتهام ثابت نشده عليه آقاي حيدري بوده اينجا مياورم:

***

خير، اوضاع خيلي پس است. آقا ترس برش داشته. چطور مي توان سفير كشوري بود كه هر آن امكان تسخير سفارتش از سوي مردم به خشم آمده و آواره شده از 30 سال جنايت اين رژيم وجود دارد؟ آن وقت آقاي حيدري چه دارد بگويد؟ مي خواهد جلوي اين مردم هم فيلم بازي كند كه «من نمی توانم از رژیمی دفاع کنم که جوانان خود را دسته دسته می کشد یا به زندان می فرستد و آنها مورد تجاوز و شکنجه قرار می گیرند.»؟ ديگر كسي اين حرف را از ايشان قبول نمي كند.

آقاي حيدري استعفايت قبول ولي خيلي دير به اين نتيجه رسيدي. با گذشت 30 جنايت و ظلم به مردم، واقعا دير است. برايم سوال است كه اگر اعتراض مردم مثل امروز به اين شدت نبود، باز هم شما به خاطر اين جنايات استعفا مي دادي؟ آيا جنايات اين رژيم جلوي چشمانت قرار مي گرفت و از آن سخن مي گفتي؟

اوضاع رژيم اسلامي انقدر بد است، كه بعد از فرار پاسدار قمه كشهايش به تايلند، حالا خبر استعفاي سفرايش را هم مي شنويم. واقعا اين رژيم چطور هنوز سر پا مانده؟ وعده ما 22 بهمن است و من مي گويم اين آخرين روز اين رژيم سراسر نكبت است. خودم را دارم براي باز كردن دفتر حزب در تهران آماده مي كنم و براي اين روز لحظه شماري مي كنم.

***

حالا بايد از سردبير گرامي پرسيد كجاي اين مطالب اتهام است آنهم از نوعي كه نمي توان ثابتش كرد؟ البته شايد هم ترس برش داشته يا فيلم بازي كند اتهاماتي بوده كه غير قابل اثبات است كه انهم باز دو جمله كوتاه است و نه اينكه به خاطرش 3 پارگراف بخواهد حذف شود! خير، جناب سردبير بند را آب داد.

نمي خواهم خيلي دائي جان ناپلئوني به قضيه نگاه كنم اما كار، كار اصلاح طلبان است! پاراگرافهاي اخر متن و مفهومشان روشن است. حذف شدن مطالب را مي توانستم يكجوري بپذيرم اما من انتظار داشتم، سردبير، متني در اين مايه ها مي نوشت كه اين مطلب طبیعتا نیاز به پاسخگویی طرف مقابل هم دارد. ما از هرگونه پاسخی از طرف آقای حيدري استقبال می‌کنیم نه اينكه نصف مطلب من را حذف كند. اقاي حيدري كه در مواجه با خبر تكذيب استعفايش، با تلويزيون نروژ مصاحبه مي كند، توانايش را ندارد دو خط هم در دفاع از خودش بنويسد؟

پس نتيجه مي گيريم همه مباحث و موضوعات براي بحث و گفتگو آزاد نيستند! شما آزاد هستيد هر چه مي خواهيد بنويسيد ولي سردبير عزيز آزادتر است هر چه مي خواهد منتشر كند! به عبارتي، همه‌ی مباحث و موضوعات آزاد برای بحث و گفت‌وگو می‌باشند، به شرطي كه مخل بعضي مباني نباشند!

خير جناب سردبير، جدال جمهوري اسلامي با ابتدايي ترين اميال و خواسته هاي انساني، در سركوب زنان و كارگران، در قتل عام زندانيان سياسي، حمله به زنان و دختران به خاطر پوششان، تحميل فقر و بردگي به ميليونها انسان، زنداني كردن هر صداي آزادي خواهي، بستن دهانها و شكستن قلمها و … عيانتر از آن است كه نياز به مدرك محكمه پسند داشته باشد. آقاي حيدري هر كسي باشد، واقعا غير قابل پذيرش است كه فرض كرد ايشان دستي در جنايات رژيم نداشته يا از انها بي خبر بوده. در دور افتاده ترين روستاهاي ايران هم همه مي دانند اين رژيم با مردم در مواجه با خواستها و اميالشان چه مي كند. مي دانند يك جوان را به خاطر مشروب خوردن ( چيزي كه 100 كيلومتر انطرف تر در تركيه و عراق و تركمنستان و ديگر بلاد اسلام زده جرم هم نيست ) زنداني مي كنند و شلاق مي زنند. مي دانند كسي حق ندارد رژيم را نقد كند و كوچترين حركت در اين مسير با زندان و شكنجه جواب مي گيرد. اينرا يك روستايي ساده در دور افتادترين نقطه ايران مي داند، آن وقت جناب سفير، كنسول و هر كس ديگري مثلا خبر نداشته و به يمن بودن اينترنت و فيس بوك و بالاترين، ان گوشه دنيا تازه چشم و گوشش باز شده و از اين مسائل مطلع شده؟

باشد اينها اتهام است و ثابت كردن مي ماند به زمانيكه سند و مدرك به دست بيايد كه آقاي حيدري موجودي بي آزار و دل رعوف بوده اما صحبت كردن از اين موضوع كه ايرادي ندارد. آقاي حيدري زنده است و آدم زنده مي رود از خودش دفاع مي كند و ثابت مي كند ديگران در موردش اشتباه مي كنند. آيا ايشان از عهده اين كار بر نمي آيد؟ آيا ايشان هنوز به اين درجه از شعور سياسي نرسيده كه بايد پاسخگو باشد يا هنوز خودش را در فضاي سياسي رژيم احساس مي كند كه در آن لازم نيست به هيچ كسي پاسخگو بود؟ شما داريد به آقاي حيدري آزادي مي دهيد كه پاسخگو نباشد و در مقابل آزادي نقد و سوال كردن را از من مي گيريد.

جوري رفتار نكنيد كه انگار همه اتفاقاتي كه شاهدش هستيم، تنها مربوط به چند ماه اخير است. مردم ايران 30 سال است به خاطر نبود آزادي بيان، زندان و شكنجه فعالين سياسي و اجتماعي، تحميل فقر و بيكاري و جنس دوم تعريف شدن زن در حال جدال هستند. جوانان سالهاست به خاطر ابتدايي ترين خواسته هايشان و خلاصي فرهنگي سركوب مي شوند و عليه شان كميته و گشت ارشاد و شلاق و بازداشت راه انداخته اند. اينها را آقاي حيدري چطور آن موقع نديد كه امروز انتقاد كردن از ايشان به همين دليل نياز به اثبات دارد؟ اگر ايشان خيلي دلش به حال مردم مي سوخت، خيلي روحيه آزادمنش داشت، صبر نمي كرد كه امروز و در زماني كه رژيم تا ديروز مدافعش، در حال سرنگوني است، از پستش استعفا دهد.

البته از قرار دوستاني كه در سايت خودنويس هستند كمي روحيه دمكراتشان بيشتر است چون مطالب خوبي در نقد اصلاح طلبان و كلا رژيم اسلامي در همين سايت خواندم و فكر هم مي كنم اين مطالب بيشتر هم خواهند شد چون اين سايت، ظرفيت و توانش از بالاتريني كه فقط در آن لينك ارسال مي شود به نظرم بيشتر است. اينجا محيط حرفه اي تري است. آدمهاي متفاوتري بهش سر مي زنند و كلا فضاي متفاوتي از ديگر سايتها دارد. نشريه سايبري است كه نويسندگانش، همان خوانندگانش هستند. منتها سردبيرش كمي ريپ مي زند.

.

در پايان: جوي كه بر فضاي ايران حاكم است، جوي مختنق و سياه است، جوي است كه همه چيزش در گرو است. مي گويند آزادي، اما اين آزادي يا نيست يا اگر هم هست، مشروط است. يا خفه ات مي كنند، يا سانسور و در بهترين حالت، شما بايد خودت را سانسور كني! ولي حالا ما با شدت فرياد مي زنيم كه بفهمند از آزادي، كلش را مي خواهيم. كه آزادي مطلق و بي قيد و شرط حق ما است. كه هر چه هست را مي خواهيم به نقد بكشيم و جواب بگيريم نه اينكه جلويمان خطوط قرمز بكشند! اين جو و كلا فضاي مسموم آزادي مشروط، با انقلاب حاضر به كل تغيير خواهد كرد. به طور واقعي، هيچ جرياني جز يك جريان چپ و كمونيست كه برايش آزادي بيان، نه يك شعار و خواست و مطالبه از سر انسان دوستي كه حقي است اساسي براي اين بشر آن هم از نوع بي قيد و شرطش، مي تواند به ارمغان آورد. آزادي بيان را بايد همچون حق زندگي دانست، حق غذا خوردن و آشاميدن و كار كردن. اگر قرار است آزادي بيان قيد و بند داشته باشد كه ديگر اين آزادي نيست. مي شود زنداني كه به جاي ديوار، دورش را ميل گرد گرفته اند. شما آزاديد همه چيز را ببينيد ولي نمي توانيد به طرفشان برويد.

اما من خيلي خوشبين هستم. مطمئنم انقلاب حاضر، همه قواعد دنياي حاضر را زير رو خواهد كرد. دنيا بالاخره طعم واقعي آزادي را خواهد چشيد و تازه آن وقت، خودنويس، خودنويس خواهد شد.

.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s