نگاهي به بيانيه پنج ماده ای زنان

هفته گذشته بيانه اي پنج ماده اي از سوي جمعي از فعالين حقوق زنان و حاميان آنان منتشر شد كه از چند جنبه قابل بررسي است.

1- اين، نقد برنامه هاي تا كنوني نا روشنفكراني است كه با بيانيه هاي خود، نه تنها به مطالبات توده وسيع مردم نپرداختند و به نقل از همين بيانيه، «آنچه کمتر مطرح است، موضع گيری کسانی است که نه خواهان تغيير رييس جمهور و جا به جايی اين فرد و آن فرد يا محدود شدن «اختيارات رهبری» هستند بلکه از تغييراتی زيربنايی و ساختاری سخن می گويند» كه براي انحراف و خانه نشيني آن منتشر شده بود و دوم، عملا به چپ تر شدن و راديكالتر شدن جنبش انقلابي كه زنان در صف اول آن، از روز اول تا كنون جانانه جنگيده اند و ايفاي نقش كرده اند، دامن مي زند.

2-  اعلام اين 5 خواست، بيانگر خارج شدن گروهي از فعالين زنان، از جنبش ملي اسلامي و از جنبش سبزي است كه در چهارچوب خط فكري مشاركت و دو خرداد حركت مي كرد. بخشي از فعالين حقوق زنان، با كمرنگ شدن فضاي اختناق و تضعيف قواي سركوب رژيم اسلامي، امكان ابراز آزادانه تر عقايد و خواسته هاي خود را به شكلي علني پيدا كردند. اين بيانيه بي ربطي برنامه هاي تا كنون اعلام شده از سوي رهبران تحميلي جنبش، از موسوي و كروبي گرفته تا آل پنج تنهايي كه دو روز پيش بين خودشان انشعاب كردند را با خواستهاي توده اي مردم نشان مي دهد.

3- در اين بيانيه از به رسمیت شناخته شدن حق زن بر بدن و ذهن خویش، شامل لغو حجاب اجباری و برقراری آزادی پوشش، آزادی انتخاب همسر و آزادی انتخاب گرایش جنسی صحبت مي شود و من به ياد ندارم چنين مطالباتي تا كنون از سوي جريان فميسنيم اسلامي به نمايندگي شيرين عبادي و نوشين احمدي خراساني عنوان شده باشد. اين كندن گروهي از فعالين جنبش زنان از جريان بي ربط فمينيسم اسلامي است.

4- جدايی دين از دولت و محاکمه کليه دست اندرکاران، عاملان و آمران جنايات سه دهه گذشته و حتي صحبت از هم جنسگرايي خط قرمزهايي بود كه تا همين چند ماه پيش، چهره هاي علني جنبش زنان از آن عبور نمي كردند اما امروز، به يمن پيش روي انقلاب، بالاخره اين خط قرمزها پشت سر گذاشته شد. بايد توجه داشت اينها چهره هاي علني جنبش زنان در داخل ايران هستند كه نه فقط از جدايي دين، بلكه از آزاديهاي جنسي و نيز همجنسگرايي سخن مي گويند.

5- طرح اين پنج خواست از سوي گروهي از زنان، همانطور كه اشاره شد بند ناف خود را از فمينيسم اسلامي و جنبش سبز موسوي و خاتمي بريده اند و به معنايي آلترناتيو مطالباتي خود را در برابر بيانيه 5 ماده اي موسوي بر روي ميز قرار داده و دست به تعيين تكليف با آن زده اند. لذا بايد اين حركت از سوي گروهي از فعالين جنبش زنان را كه تا ديروز در چهارچوب قانون اساسي و… خواستهاي خود را محدود ميكردند، به عنوان مجموعه اي از مطالبات تعميق يافته، بر بستر انقلاب جاري مورد توجه قرار بگيرد.

به نظر مي رسد، خارج از اينكه اينها تا ديروز كجاي جنبش زنان و با چه ديدگاهي ايستاده بودند، مي توان روي تعميق بيشتر و راديكالتر شدن حركت امروزشان انديشيد.
.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s