موسوی و معضل حق آزادی بیان یک کمونیست کارگری

موسوی اخیرا در بین کمیته دانشجویی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی می گوید چشم اندازی برای آزادی مطبوعات و رسانه ها آنچنان که در قانون اساسی آمده است نمی بیند.

این قانون چیست؟ اجازه بدید نگاهی بیاندازیم:

اصل بیست و چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی می گوید: نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین می‌کند.
همینطور در مورد صدا و سیما آمده است:

اصل یکصد و هفتاد و پنجم: در صدا و سیمای جمهوری اسلامی‌ایران‌، آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح ‌کشور باید تامین گردد.

دو اصل قانون اساسی جمهوری اسلامی را مرور کردیم. می بینید که چه بلایی بر سر آزادی بیان آمده است. حال بیاید به این گفته دیگر موسوی که » ایران یعنی بیش از هفتاد ملیون شهروند آزاد و با فرهنگ و اعتقادات رنگارنگ » توجه کنید. در هیچ جای این قانون اساسی که همه چیزش بر اساس مبانی اسلامی طرح ریزی شده است و مورد لطف و عنایت همیشگی جناب موسوی است، به من کمونیست و آتئیست و سکولار، هیچ حقی برای نشر نظراتم داده نشده است!

بالاخره من کمونیست کارگری هم عضوی از این جامعه 70 میلیونی هستم یا نه؟ یک سکولار و اتئیست چطور می تواند پیرو این قانون، از آزادی و عدالتی که به زعم جناب موسوی، دوکلید واژه مهم حرکت جنبش سبز برای رسیدن به خواسته های مردم است، بهره ببرد؟ نه فقط ما، حتی بخش زیادی از معتقدان به ادیان دیگر، از نشر آزادانه افکار خود منع شده اند. آیا یک مسیحی، کلیمی و یا زردشتی می تواند آزادانه در ایران، به تبلیغات دین خود و جذب افراد دیگر اقدام کند؟ وضعیت بهایی ها را که همه می دانیم.

موسوی چه می گوید؟ آیا دروغ می گوید؟ آیا در حرفهایش تناقض خوابیده است؟ خیر. این بینش که گویا موسوی تنها نیروی واقعی برای رسیدن مردم به خواسته هایشان است، عامدانه در تلاش است تا با این اندیشه، جلوی حرکت دیگر نیروها و به طور کلی، مخالفین جمهوری اسلامی را سد کند. موسوی وقتی مداوما بر بازگشت به قانون اساسی تاکید می کند، عملا دارد ما، به عنوان بخشی میعن از جامعه 70 میلیونی ایران را از صحنه خارج می کند.

جناب موسوی، عضوی از نظام جمهوری اسلامی است. نخست وزیرش بوده و از بین خادمین و امتحان پس داده های نظام، از بین مشتی مرد مسلمان مرتجع کاندید ریاست جمهوری اسلامی شد. مبانی نظری و عقیدتی جمهوری اسلامی را قبول دارد. قانون اساسی این نظام را قبول دارد و پیرو آن است. همه اینها طبیعی است چون موسوی، خود سازنده جمهوری اسلامی است. حال بعضیها می گویند او با امثال خامنه ای و احمدی نژاد تفاوت دارد. خوب آیا اینطور است؟

وقتی برای من کمونیست کارگری هیچ حق و جایگاهی را متصور نیست، طبیعی است که بگوید » تبیین شعارهای درست و منطبق با خواسته های به حق مردم یکی از وظایف اصلی علاقمندان به جنبش سبز است.» او می گوید » وظیفه ی ماست که شعارها را با دقت و درست انتخاب کنیم و سپس بر سر تحقق آن ها بایستیم.» او شعارهای من را پس می زند. قبلا هم گفته بود نباید فریب شعارهای ساختارشکنانه را خورد ( بیانیه نهم موسوی ) او هیچ حقی را برای مخالفین جمهوری اسلامی متصور نیست و معلوم است برخی از طرفدارانش هم ما را به حسین بازجوها می چسبانند. آفرین به این آزادی و عدالت!

کسی که دم از قانون اساسی می زند، قانون اساسی که باز هم تاکید می کنم همه چیزش بر اساس مبانی اسلامی طرح ریزی شده است، معلوم است شعار سکولاریم را پس بزند. معلوم است اعتقادی به نشر آزادانه افکار یک کمونیست کارگری نداشته باشد.

موسوی نه دروغ گو است و نه کسی را فریب می دهد. او برای حفظ جمهوری اسلامی و نه حتی اصلاحش تلاش می کند. او تلاشش انحراف جنبش و در نهایت جرح و تعدیل مطالبات مردم ایران در بهترین حالت، در حد مطالبات کمپین یک ملیون امضا است. آن وقت مردم می توانند برای رسیدن به مطالباتشان، آش نذری بپزند و گوسفند قربانی کنند و هر وقت زندان افتادند، دعای توصل بخوانند! این همان قرائتی رحمانی از اسلام است که سایه ی مهربانی و تحمل را در کشور قرار است باز کند.

اما مصاف مردم چیز دیگری است. مردم سرنگونى ميخواهند و سرنگون خواهند کرد. بر این اساس، امروز روز انتخاب است. روی سخنم با کسانی است که فکر می کنند موسوی واقعا برای آزادی و عدالت تلاش می کند. سبزهای انقلابی و مخصوصا جوانان راهشان را باید از موسوی جدا کنند. اگر جمهوری اسلامی نمی خواهید، اگر استبداد و نابرابری زن و مرد نمی خواهید، اگر آزادیهای فردی و اجتماعی می خواهید، آزادی بی قید و شرط بیان می خواهید، با حزب کمونیست کارگری همراه شوید نه مدافعین جمهوری اسلامی. ما سخنگويان و مناديان «نه» بزرگ مردم به کليت استبداد و استثمار و تبعيض و ارتجاع در صحنه سياسى ايران هستیم.


یک دیدگاه

  1. درود برشما وسایت خوبتان من با اینکه یک کمونیست نیستم اما یک سکولارم وبه حرفهای شما کاملا احترام می گذارم بدون سکولاریسم ما رنگ آزادی را نخواهیم دید قانون اساسی جمهوری اسلامی بزرگترین توهین به ملت ایران است به امید روزی با هر باور من وتو در کنارهم با صلح وصفا زندگی کنیم


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s