یک پوستر، یک تذکر

اخیرا خانم ثریا شهابی متنی مثلا خیلی انتقادی به پوستری که طراحی کردم نوشتند ( اینجا ) که لازم است به برخی ذهنیات ایشان در این مورد پاسخ بدهم.

1- اول از همه بگویم پوستری که ایشان نقدش کرده، ایده و طراحیش کار فردی من بوده است. اینجا

2- اینکه رابطه این پوستر با خط سیاسی حزب کمونیست کارگری ایران با چه معادله ای بدست آمده را من نمی دانم. نویسنده می تواند بگوید برای لحظاتی این پوستر در سایت روزنه منتشر شده ( که چه جالب یک اشتباه در تشابه اسم فایل روی کامپیوتر باعث انتشارش در روزنه شد ) اما می خواهم بگوید جز این، رابطه این پوستر با خط رسمی و رهبری حزب چیست؟ چطور ایشان به این نتیحه رسیده که این پوستر به تعیید رهبری حزب رسیده است که حالا نشاندهنده سیاست حزب هم هست؟

3- شخصا به این میاندیشم که این پوستر دارد انسانی را تصویر می کند که زنجیر بندگی و اسارت به دست و پایش کشیده شده. کبوتری که نوید صلح می دهد، با علامت برگ سبز به عنوان نمادی از آن جنبش سبز آزادی خواهانه و انقلابی که می خواهد این یوغ بردگی را بر دارد. این پوستر، خطاب به دوستان سبز انقلابیم است که به دنبال آزادی و برابری هستند. می دانم می توانستم پوستری مناسبتر با مفهومی که به بیان دقیقتر دیدگاه سیاسی ام می پرداخت تهیه کنم و منتشر نمایم. اما خوب، ذهن من این را به تصویر کشید و هنر و آزادی هنر یعنی همین. قرار نیست رهبری حزب، به من در این مورد تعیین تکلیف هم کند. وزارت ارشاد که راه نیانداخته اند. من آزادم کارم را بکنم و هر جا ایرادی بود، نقد شود و اشکالات برطرف شود.

.

در آخر:

به خانم شهابی برای نگارش تنفرنامه شان علیه حزب کمونیست کارگری حق می دهم. به هر حال حزبی که خط رهبری رسمی اش می گوید مردم از سوسیالیسم رم می کنند و خر و قاطر و الاغ خطابشان می کند ( با عرض معذرت فراوان از خوانندگان اینها عین عباراتی است که رهبری حزب مطبوع خانم شهابی عنوان کرده است )  از جریان مافوق ارتجاعی حزب الله و حسن نصرالله دفاع می کند، انقلاب حاضر را فریبی بیش نمی داند و مردم را به خانه نشینی دعوت می کند و… برای لاپوشانی پیشینه حزب خودش و سیاستهای پا در هوای امروزش می آید یک فرمولبندی من درآوردی ارائه می دهد تا رابطه ای بین پوستر یک عضو و خط رسمی یک حزب بیایبد تا شاید به زعم خود مچ گیری کرده باشد!

من شخصا به این نتیجه رسیدم که مفهوم پوستر، به هر روی می تواند حرفی برای گفتن در بین تعدادی از دوستانم و همفکرانشان داشته باشد و چنین هم شد. پوستر را در وبلاگ شخصی ام گذاشتم و در فیس بوک و سایتهای اجتماعی دیگر وسیعا منتشر و پخش شد و نظر خیلیها را به خود جلب کرد.

و البته چیزی هم از کمونیسم و نقد کمونیستی من به سبزالهی ها کم نشد! راستی می دانید خوده سبزها، بین انقلابیون و مدافعین رژیم تفاوت قائل هستند؟ همین تفاوت قائل شدن هم با تلاش ما پدید آمد که بین سرنگونی طلبان و اصلاح طلبان تفاوت قائل شدیم و به نقد و افشایشان پرداختیم. انقدر این کار را کردیم تا امروز  سرنگونی طلبی یک خط قرمز است. وقتی از آن رد شدی، می اندازنت در کمپ مدافعین جمهوری اسلامی. حالا حزب شما چه کرده؟ به مردم گفتید خر نشوید این چیزها به شما ربطی ندارد یا مثل یک کمونیست تلاش کردید نیرویی تاثیرگذار و مفید باشید؟ بعید می دانم این مسائل را بدانید چون از این چیزها خبر ندارید. خودتان را درگیر موضوع نکرده اید. کمونیستی تاثیر گذار نیستید و نمی خواهید نقشی در روند اوضاع سیاسی ایران بازی کنید. تز و تئوریتان مردم نکنید است چون برنامه ای برای مبارزه سیاسی و کسب قدرت ندارید. چون نه امرتان سوسیالیسم است نه انقلاب. حالا شما که مدتهاست دست از سوسیالیسم و انقلاب شسته اید، آمده اید به ما کمونیست کارگریها می گویید حامی سبز اسلامی؟

بروید به دفاع از حسن نصرالله بپردازید. شما را چه به انقلاب در ایران…


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s