لنین و آزادی

اخیرا بحثهای جالبی حول مسئله لنین و آزادی صورت گرفته که صفحه ویژه ای هم در سایت روزنه به آن اختصاص داده شده. اینجا

شخصا بحثهای سعید صالحی نیا برایم جذابتر و در عین حال متفاوت از هر آنچه که دیگران به او نسبت داده اند، بوده. اصولا من فکر می کنم بحث رفیق سعید از این منظر که دارد يک پروسه تاريخى واقعى با نيروهاى فعاله اجتماعى و رویدادهای خودش را نقد می کند، متفاوت از تمامی به اصطلاح نقدهای خرده بورژوازی و جنگ سردی است. اساسا با همه آنها متفاوت است و مایه ناراحتی است که عده ای به او تاخته اند و همینها را به او بسته اند.

از مبحث تاریخی، سعید می خواهد نشان دهد که چطور اندیشه و عمل لنین، بعد از انقلاب اکتبر جلوی آزادی بیان و انتقاد در روسیه را گرفت وشخصا بعد از خواندن مطلبش، به این نتیجه نرسیدم که استالین و دوران او نتیجه لنین بود. یا حتی متوجه نشدم که به قول آسنگران نکاتی که سعید صالحی نیا مطرح کرده نه نقد بلکه پس مانده های تبلیغات جنگ سردی است.

حالا نوشته های سعید صالحی نیا دارد برایم خیلی مسائل روپ روشنتر می کند و چیزهای تازه تری دارم یاد می گیرم.

اما از دید خودم می خواهم بگویم لنین هر که بود، رهبر انقلابی بود که بعدا نیمه تمام ماند و به وظایف اصلی اش عمل نکرد. یکی از این وظایفش هم مقوله آزادی است. من این گفته منصور حکمت را بارها خواندم و فکر می کنم حداقل آن تعدادی که جواب سعید را داده اند، خود از درک این جملات هنوز عاجز هستند که » تمام قدرت خلاقه انقلاب سوسياليستى در همين دگرگونى مناسبات اقتصادى است و کسى که نه از يک انقلاب پيروزمند، بلکه از يک انقلاب نيمه تمام، ناموفق و يا شکست خورده حرف ميزند، کسى که ميپذيرد دگرگونى انقلابى در مناسبات توليدى ايجاد نشده است، ديگر نميتواند جامعه واقعا موجود تاکنونى را در تحليل خود از قلم بيندازد و به تبيين انقلاب بر مبناى خود انقلاب دست بزند. اين ديگر ذهنى‌گرايى و پشت کردن به تمام ماترياليسم تاريخى مارکس است. » و چگونه است که لنین را تنها از این جهت که کمونیست و رهبر انقلاب اکتبر بود ستایش می کنند و دیگر وقایع را پس می زنند؟ لنین مثبت را دوست دارند ومنفیهایش را با تک ماده رد می کنند!

به نظر من اتفاقا آنها که از در دفاع از لنین آمده اند، خود مشغول دفاعی دموکراتیک و از زاویه بوروژوازی از لنین هستند و نه دفاعی سوسیالیستی. یک واقعیت تاریخی را نادیده گرفتن ربطی به مارکسیسم ندارد. شما می توانید از لنین به عنوان نمونه یک رهبر حزبی و انقلابی دفاع کنید اما لنین هر که بود، فردی بود که فردای انقلاب، درگیر مناسبات فرهنگی و سیاسی و اجتماعی روسیه شد و در اثر آن تصمیمات سیاسی درستی حداقل در مورد اخیر یعنی آزادی نتوانست بگیرد. از این زاویه لنین مورد نقد است.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s