از واقعیت جامعه ایران تا واقعیت بالاترین

دوست خیلی فاضل، جناب ناتور مطلبی در موافقت با طرح ضد آزادی بیان بالاترین نوشته اند و اعلام کرده اند از این طرح حمایت می کنند چون به نظر ایشان:

دعوای بین گروهی از اعضای سایت و مدیریت سایت دعوای بین حقیقت و واقعیت این است. حقیقت این است که تقدس زدایی و نقد هر اندیشه ای حق مسلم و طبیعی آدمی است که حتی نباید به اندازه نقطه ای مخدوش شود. واقعیت اما این است که اصرار مداوم برخی به احقاق این حق, بالاترین و کاربران و مخاطبان آن را با چالش روبرو کرده است. مدیریت بالاترین سعی کرده با تاکید بر وجود این حقیقت رفتاری متمایل به واقعیت نشان دهد تا سایت ویژگی مرجعیت خود را از دست ندهد.

و در ادامه می نویسند:

اصرار بر استیفاء حق تقدس زدایی با شیوه های خشن (به لحاظ بصری) اگر چه حق (امر فلسفی) گروهی از کاربران بالاترین است, اما باعث به حاشیه رفتن امر اجتماعی (واقعیت) مبارزه با استبدادی که رخت دین پوشیده خواهد شد. اضافه بر آن هراس از دین ستیزی باعث خواهد شد تا افرادی که قرائت دموکراتیک از دین دارند به دامان استبداد دینی رانده یا در بهترین حالت بی کنش شوند.

در نکته اول، باید یادآور شد بحث بر سر دعوای حقوقی گروهی از کاربران با مدیریت بالاترین نیست. بحث بر سر دفاع از حق آزادی بیان در سایت بالاترین است که مدیریت سایت آن را دستخوش تصمیم یکطرفه خود کرده است. چالشی هم که پیش آمده، چالشی است میان مدافعین مذهب و بخصوص اسلام در مقابل منتقدینی که به هر شکل، دین را مورد انتقاد خود قرار داده اند. چالشی که در آن، مدافعین توان پاسخگویی به منتقدین را ندارند و همواره از عبارت توهین آمیز بودن انتقاد استفاده می کنند. از این رو، بالاترین نه در فکر از دست ندادن مرجعیت سایت، که در فکر ایجاد تعادل بین کاربرانش بر آمده است و البته در این مسیر، آزادی بیان را لگد مال و به قولی سنگسار نمود.

اسلامی بودن جامعه ایران؟

نفس دسته‌بندى کردن و بسته‌بندى کردن واقعيت مرکبى نظير يک جامعه، زير يک برچسب تقليل ‌گرايانه مذهبى يا قومى و ملى، بخودى خود گواه اين است که ما با يک تبيين علمى يا حقيقت‌جويانه روبرو نيستيم. کسى که جامعه ايران را جامعه‌اى اسلامى نام ميگذارد، درست نظير کسى که آن را آريايى، شاه پرست، ايرانى، شيعى و غيره توصيف ميکند، دارد در قلمرو پروپاگاند حرکت ميکند. سؤال اين است که چه کسانى و در چه چهارچوب سياسى و تاريخى‌اى دارد ايران را جامعه‌اى اسلامى توصيف ميکنند و چه نتايجى ميخواهند از اين توصيف بگيرند؟ براى مثال معلوم است که رژيم اسلامى بايد جامعه ايران را جامعه‌اى اسلامى توصيف کند، تا به وجود يک حکومت اسلامى در جامعه رنگ مشروعيت بزند. واضح است که يک راسيست و مهاجر‌ستيز غربى بايد ايران را جامعه‌اى اسلامى بخواند تا شکاف ميان آدمى که از ايران آمده است را با مردم محل باز و پرنشدنى نگاه دارد.

واقعيت اين است که اين اسم‌گذارى و دسته‌بندى کاذب است. هدف اين اسم‌گذارى، از هر سو که باشد، اين است که کاراکتر اسلامى قوانين و مناسبات حاکم بر جامعه ايران، نه محصول يک تحميل و فشار سياسى، بلکه ناشى از نگرش و باورهاى خود مردم قلمداد شود. اگر واقعا حجابى بر سر زنان ايران است، انتخاب خودشان باشد و از نگاه اسلامی‌شان به جهان مايه بگيرد، چقدر وجدانها در غرب آسوده‌تر ميشود، چقدر معاملات و بند و بست‌هاى رژيمهاى دمکرات و لاس زدن روشنفکران و ژورناليستهاى غربى با دولت ايران موجه ميشود، چقدر خفه کردن صداى اعتراض زن آزاده و اپوزيسيون انقلابى ايران به عنوان عده‌اى ناراضى افراطى و «جدا از مردم» ساده‌تر ميشود. بسته‌بندى مذهبى و فرهنگى و قومى و ملى مردم، هميشه قدم اول در انکار حقوق يونيورسال و جهان شمول آنها به عنوان انسان است.

به نظر من موافقت با تصمیم جدید بالاترین با توجه به گفته ناتور ربطی به واقعیت جامعه ایران ندارد. به من می گویند مسلمان چون پدر و مادرم مسلمانند ( آن بیچاره ها هم بهشان می گویند مسلمان چون پدر و مادرشان مسلمان بودند ولی من ندیدم پدربزرگم نماز بخواند یا پدر و مادرم اما بهشان می گفتند مسلمان. خوده کمونیستم مجبورم موقع مراجعه به جایی وقتی ازم می پرسند شیعه هستی یا سنی (چون برایشان فرض است من مسلمانم) جوابی سر بالا بدهم. ) حالا مشتی به اصطلاح جامعه شناس و آدم سیاسی از ما خیلی واقع بین تر برایمان از واقعیت می گویند که چون هراس از دین ستیزی باعث خواهد شد تا افرادی که قرائت دموکراتیک از دین دارند به دامان استبداد دینی رانده یا در بهترین حالت بی کنش شوند پس از این تصمیم حمایت کنیم. کسی که بخاطر نقد دین به دامان استبداد دینی برود، به جایگاه اصلیش بازگشته. دین همه اش استبداد است. واقعیت اما این است که برخی انتخاب سیاسی و ایدئولوژیک خود را در بسته بندی عقیده مردم می خواهند به بقیه حقنه کنند. باید در مقابل این موج در بالاترین ایستاد.

.

پ ن: زیر لینک نوشته ناتور در بالاترین می خواستیم بحث کنیم، اما این دوست خیلی فاضل و با ادب یاد کنفرانس برلین افتادند. البته ما کاری با توهینهای ایشان نداریم و برایشان منفی توهین آمیز رد نمی کنیم. آزادی بیان یعنی حرف دلت را بزنی.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s