تو جهانی را ربوده ای

منبع عکس را یادم نیست!

چیزی سرد و خالی پشت لبخند تو وجود دارد
روی پلی بلند ایستاده ای
در مسیر رود خون
چیزی به اسم ایمان و مومن
این تقصیر توست که اشتباهی

این همه بزرگی برای مسجدت
این همه بزرگی برای خانه ای سیاه
باطلی که مستقر شد
گناهی که طاعت شد

و این همه هیچ برای خانه ای تو خالی
پر شده از سکه چهره های زرد رنگ
فریب خوردگان عاشق
این راه از پدر رسیده ها

تو جهانی را ربوده ای
جهانی که ما را از خود بیرون انداخت
جهانی که اشتباهی نبود

دین تو مرا بی حس
دین تو ما را گنگ
دین تو اینها را چیزه دیگری
در واقع مرده ای کرد
حالا می دانم تو که هستی

امروز دیگر فرار نمی کنم
و اینها تو را نمی خواهند
و ما به تو نیازی نداریم
و من به تو نیازی نداشتم

می خواستی زیبا باشی
رنگین کمانی سیاه و سفید
در آسمانی خاکستری و دود گرفته
من دیگر در فکر خدای منفور تو نیستم
خدایی که از مردم متنفر است
مردمی که از خدای تو متنفرند

چیزی به اسم ایمان و مومن
در مسیر رود خون
روی پلی بلند ایستاده ای
چیزی سرد و خالی پشت لبخند تو وجود دارد
آنگاه که زیر پایت خالی می شود
وقتی نمی توانی فریاد بزنی

* 22 آذر 89 * از خودم *


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s