من ترس را ساخته ام

من تولد را دیده ام / من مرگ را دیده ام
جنگ خواهم کرد اما
پیروز خواهیم بود / چه در حال چه در آینده
ای آفتاب درخشان / آیا نمی بینی این را؟
و من همچنان در دشت می روم / با امید به دنیایی تهی از کینه

من صلح را می بینم / من جنگ را می بینم
استراحت خواهم کرد اما
جنگی در جریان است / جنگی در حال و آینده
و تو ای آفتاب درخشان / نمی خواهی ببینی این را؟
و من به پای کوه رسیدم / با امید به گذشتن از کوه شیشه ای

من ترس را دیده ام / من ترس را ساخته ام
شور و التهاب، قلبم را فراگرفته است
از بیم مرگ پیش می روم / از بیم پیروزی پیش می روم
و تو ای آفتاب درخشان /  فهمیدی تلاشم را!
و من در گذر از کوه شیشه ای / سگان را از پا می اندازم


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s