از سرماخوردگی تا خاتمی!

چند روزی است بدجوی سرما خوردم.

از درد بدن گرفته تا سردرد و سرفه و خلاصه هر آنچه از یک ویروس ناقابل سرما خوردگی بر می آید تمام وجودم را گرفته. البته امروز به یمن تزریق کشف بزرگ دکتر فلمینگ، یعنی پنیسیلین کمی وضعم بهتر است.

یکی دو شبی نمی دانم در خواب بودم یا بیداری. همه چیز دور سرم می چرخید. افکار مختلف مثل فیلمی که روی حرکت سریع گذاشته باشید می آمد و می رفت. از دعواهای سیاسی در بالاترین و فیس بوک گرفته تا ناملایمات زندگی عادی همراه با چیزی شبیه کوبیدن بالشت روی سرم، همه جلوی چشمانم می آمدند و می رفتند. وسط این معرکه حالا مغزم گیر داده بود به تکرار مداوم قسمتهایی از فیلم به سوی وحش (into the wild)! نمی دانم دلیلش چه بود شاید چون با شخصیت داخل فیلم خیلی احساس نزدیکی می کنم.
اما هر چه بود خیلی عذاب آور بود. آدم یاد تلویزیون دهه 70 می افتاد که مدام فیلمهای تکراری پخش می کرد.

.

+ سری به گروه حمایت از حبیب و زندانیان سیاسی در فیس بوک زدم. اعضای جدیدی عضو شدند و تعدادمان دارد بیشتر می شود. دوستان پلاتفرمی برای فعالیت بهتر گروه آماده کرده بودند که فعلا دارند روی جزئیات بیشترش کار می کنند.
++ خاتمی دوباره چرندیاتش را که ما به این شرط و آن شرط در انتخابات شرکت می کنیم علم کرده و اسهال طلبها هم روی طبلش می کوبند. یکی از دوستان می گفت دادستان تهران در نماز جمعه این هفته با اشاره به این گفته خاتمی گفته است، این آقایان اول باید محاکمه شوند بعد بیایند شرط و شروط بگذارند. (نقل به مزمون) البته باید به همه اینها گفت، شما اول باید بحران مشروعیت و سایه سنگین سرنگونی نظامتان را کاری بکنید بعد از انتخابات حرف بزنید.
+++ بیشتر از این کشش ندارم بنویسم. سرم خیلی درد می کند…


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s