دست آوردهای 25 بهمن: ما می توانیم، فقط باید بمانیم

یکی از بهترین دست آوردهای حرکت 25 بهمن به نظر من این بود: اینکه فقط باید در صحنه ماند

این را همه فهمیده اند. وقتی نیروی انتظامی به عنوان اولین نیروی سرکوبگر وحشیانه و با قصاوت تمام به مردم و جوانان حمله ور شد و تصاویری را نمایش داد که شخصا سال گذشته هم نظیرش را کمتر دیده بودم و بعدش حمله موتورسواران بسیجی در پیاده روها به مردم، این روحیه را در همه تقویت کرد که سرنگونی نظام اسلامی و نه یک بخش و اصلاح بخشی از آن، بلکه سرنگونی کلیت آن همان دستور کاری است که از این پس و با قدرت بیشتری باید روی میز باشد.

اما انقلاب چطور و چگونه؟

من فکر می کنم دیگر این خلاء رهبری را داریم پشت سر می گذاریم. امروز این مشهود بود. یعنی در صف اول مبارزه، من در کنار خود جوانانی را دیدم که با عزم و برنامه ای مشخص پا به خیابان گذاشته بودند. منظورم این نیست همین جوانها رهبر هستند. حرفهای بی سر و ته مشتی سبزی فروش حکومتی را تکرار نمی کنم که از ترس رهبری شدن مردم، مدام می گویند مردم خودشان رهبرند. بحث من با آنها فرق می کند.

بحث من این است که سازمایابی خودبه خودی مردم وارد فزا جدیدی شده است. این یعنی خلاء رهبری که بگوید چکار کنیم را داریم پشت سر می گذاریم. یعنی هدف برای همه ما دارد مشخص تر میشود. برای همین، حمله وحشیانه نیروهای نظامی را به سوی جوانان شاهد بودیم. دستگیریهای وسیع و سرکوب شدید جوانان، برخلاف سال گذشته برنامه اصلی نیروهای سرکوبگر بود. آنها، امروز نشان دادند اگر بن علی و مبارک رفت، بخاطر حضور همین جوانها بود. کاری را که بن علی و مبارک از انجام عاجز بودند، یعنی سرکوب جوانان را، جمهوری اسلامی دارد پیش می برد. اما این پروژه جوابگو نیست چون بر خلاف مصر و تونس، جوانان ایرانی تجربه مبارزاتی بهتر و بیشتری دارند. ما می دانیم چطور در مقابل اوباش بایستیم و داریم خلاء ها را پر می کنیم. حالا دیگر همه فهمیده اند که رمز پیروزی، ایستادن است.

اما حکومت متوجه این سازماندهی و سازمانیابی خودبه خودی جوانان شده است. جوانان خود را در محل و بنا به شرایط پیش آمده به خوبی سازمان می دهند. فقط باید این سازمانیابی را تقویت کرد. یک طرف قضیه بر می گردد به روحیه اتحاد و باور به حرکتی که در پی آن هستیم. یعنی چقدر بابت هدفی که در پی اش هستیم حاضریم هزینه بپردازیم. من فکر می کنم خیلی از آنهایی که امروز در خیابان دیدم، فکر همه چیز را کرده بودند و بعد به خیابان آمدند. این حرکت تصمیم بزرگی است.
حالا باید به فکر مکانیزمهای سازماندهی و سازمانیابی باشیم. قدم اول، شیوه مبارزه است. امروز در میدان انقلاب اجازه دادیم بینمان فاصله بیاندازند و همچنین دست خالی بودیم.

بیایید با خود رو راست باشیم.

نمی توانیم در مقابل صدها نیروی تا دندان مسلح و آماده آدم کشتن دست خالی و تنها با شعار به خیابان برویم. لازم است شیوه مبارزه را تغییر دهیم. طبیعی است که باید ابزاری در اختیار داشتیه باشیم. منظورم دستبردن به سلاح نیست (هر چند با تداوم سرکوب خشن سپاه و بسیج در نهایت ممکن است به این هم بیانجامد) اما به نظر من با حضور مداوم و حداکثری می توان ضربات بیشتری به رژیم وارد کرد و نیروی سرکوب را تحلیل کرد. این بهترین و بزرگترین ابزار دست ماست.

این را باید دانست که حضور انبوه جمعیت در خیابان، عملا تمام برنامه ریزی رژیم را مختل کرد. اینها امروز حداقل تا ساعت 9 شب کنترل ترافیک تهران را کاملا از دست دادند. حجم و شیوه مقاومت مردم با گاردیها هم تفاوت فراوانی با سال گذشته داشت اما انچه مشخص بود، حرکت امرو حتی پراکندگی گسترده 6 دی را نیز نداشت اما با این حال رژیم کنترل را از دست داده بود. نباید اینطور تصور کرد که حضور انبوه نیروها باعث کنترل بود. من اینطور نمی بینم. به نظر من عدم هماهنگی بین نیروهای سرکوب و نیز قفل شدن ترافیک خیابانها، باعث شد تا اینها نتوانند بین ساعت 5 تا 8 خیابان را کاملا کنترل کنند. موفقیت مردم در نواب برای همین امر بود. می توان حتی این را هم تاکید کرد عدم حمله متقابل مردم به نیروهای گاردی، باعث شد انها فرصت جولان دادن داشته باشند. در یک نبر خیابان یکه مردم به سمت نیروهای سرکوبگر حمله می کنند، نظیر انچه در روز 6 دی 88 اتفاق افتاد، ثابت شده که آنها شانسی برای پیروزی ندارند. این خلا را هم باید از بین برد.

اما روی هم رفته، عدم کنترل و مدیریت مناسب رژیم روی مسئله ترافیک شهری، به این معناست که اگر چند روز این حرکت تداوم داشته باشد، عملا قادر به کنترل نیروهای خود نیز نخواهند بود. چرا که نیروی تحلیل رفته نیاز به استراحت دارد. نیاز به رسانیدن تدارکات دارد. قابل توجه شما که بنده شاهد بودم برخی از ماموران گاردی و حتی ذوب شده های در ولایت ( بسیجیها که به خاطر روزی 200 هزار تومان آدم می کشند ) از بابت اینکه تا ساعت 8 شب هنوز ناهار نخورده اند ناراضی بودند. این یعنی برنامه ریزی و مدیریت در حد ضعیفی است. حداقل رژیمی که یک سال است درگیر مبارزه خیابانی با مردم است، این اتفاق بر خلاف سال گذشته دیگر نباید رخ می داد.

نتیجه گیری اینکه، باید دو خلاء موجود را بپوشانیم
1) پر کردن ضعف هدف یعنی ماندن در خیابان و تسخیر مراکز قدرت. نظیر وزارت کشور
2) برنامه ریزی و ترتیب تاکتیکهای دفاعی و حجومی در مقابل نیروهای سرکوبگر

مصریها هم با همین برنامه بعد از 18 روز موفق شدند.
باور کنید، جمهوری اسلامی ضعیفتر از این است که بتواند همین 18 روز را هم دوام بیارود.
اینها ترسوتر و بی تدبیرتر از این حرفها هستند.

+ این مطلب با کمک ایمیل ارسال شده است. هم اکنون ساعت 1:30 دقیقه روز سه شنبه 26 بهمن است و من به فیس بوک و تویتر و مدیریت وبلاگم دسترسی ندارم


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s