ورشکستگی سیاسی از نوع سبزها

رویدادهای تاریخی واقعا دوباره تکرار می شوند، یکبار تراژیک و دیگربار طنز.

هیچ وقت یادمان نمی رود تا زمانیکه دور دوره سبزی فروشی بود وهمه با یک بلندگو عربده کشان انواع سبزیهای موسوی و قرمه کروبی و خوردنیو و گشنیز و این چیزها را به مردم می فروختند، تا حرفی و نقدی علیه بعضیها عنوان میشد، پرخاش می کردند که امروز به اتحاد نیاز داریم و همه ما با هر مرام و مسلکی وظیفه داریم که متحدانه در مقابل دیکتاتور بایستیم. خوب البته این حرف قشنگی بود اما فقط قشنگ بود و در ذات کثیف خود چیزی دیگر پنهان بود.

تا زمانیکه که دور، دوره سبزی فروشی بود، حرف از اتحاد و این چرندیات بود. امروز اما کم کم از مجاهدین شروع کرده اند که در آینده ایران نقشی ندارن. سازمان تروریستی کثیف و وطن فروش هستند و علیه شان فحاشی می کنند. اصلا کاری به وجه سیاسی، برنامه و اعمال هیچ گروهی ندارم. بحثم برخورد سبزهایی است که محصول اندیشه پلید تئوریسینهای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی هستند و انصافا نقششان را هم خوب بازی می کنند. با فحاشی به مجاهد شروع کرده اند و فکر می کنم باحمله به همین گروه در دوران طلایی امامشان به بهانه ترورها بود که به یکباره تمامی نیروهای سیاسی را نیز قتل عام کردند.

و باز هم باید گفت رویدادهای تاریخی دوبار تکرار می شوند، یکبار تراژیک و دیگربار طنز.

بعدها نوبت به گروههای سیاسی دیگر است: سلطنت طلب و جمهوری خواه و کمونیست و…

آخر داستانهم که معلوم است: لابد دوران طلایی امام!

.

این جامعه دوبار از یک جا ضربه نمی خورد. بخصوص امروز.

دیکتاتور و اوباش همراهش به پایان سلام می کنند…


یک دیدگاه

  1. جنبش سبز همیشه پایدار و برقرار هستش…
    این شما هستید که در خارج از کشور احساس شکست می کنید…مخصوصا شما کمونیست ها که در کل 1000 یا 2000 نفر رو دور هم اونم تو خارج کشور جمع کردین و به عالم و آدم فحش می دین…تاحالا مردم داخل اران با کدوم بیانیه ی شماها اومده تو خیابون؟!
    خیلی عذر می خوام ولی باید بگم که شما یه مشت شکم سیرید که اونجا نشستید نمی دونید داخل ایران چه خبره…و یا عقاید مخالفان ایرانی به صورت عمده و جزئی چی هستش…شما نه وطن حالیتونه…نه به شخصیت های تاریخی ایران احترام می ذارید…و نه هیچی…از جمهوری اسلامی من فکر کنم گروهکهای مخالف خارج از ایران هستند…
    من نه موسوی چی هستم…و نه هیچی…تو انتخابات هم شرکت نداشتم…
    ولی بعدم به خاطر کار های آقای موسوی و کروبی بهشون همیشه آفرین و باریکلا گفتم…اگر افرادی هم باشند که به فکر حقوق مردم و کشور هستند همین دوتا هستند و لا غیر…و در تظاهرات جنبش سبز هم همیشه شرکت داشتم و حتی 1 بار هم 18 روز زندانی بودم.
    فقط خواستم یکم فضای داخل ایران دستت بیاد…

  2. البته یادم رفت که نمیشه هم کمونیست بود و هم آتئیست…
    شما کمونیست ها خداتون مارکس هستش…اینو دارم از خودم نمی گم….چیزی حدود 2 سال مطالعه کردم…
    البته منم اتئیستم ولی نه کمونیست…
    من معتقدم که کمونیست هم مثل دین هستش و دست و پای ادم رو می بنده…و از لحاظ اقتصادی هم خیلی عذر می خوام فقط گنده گوزی می کنه…(شعار های تخیلی..) در حالی که دنیا الان با خیالات جامعه ی کمونیستی نمی چرخه بلکه با پول می چرخه…شاید پول هم از نظر من ارزش درستی نباشه…ولی شما بگو چه باید کرد؟!
    کامنت اولی رو که می ذاشتم…فکر نمی کردم داخل ایران باشی…
    ولی الان که فهمیدم … می خوام بگم که اگه می خوای تحولی در کشورت رخ بده …بیا و با جنبش سبز همراه شو…جنبش سبز فقط جنبش اصلاح طلب ها نیست…(اگر بود من توش نبودم!) جنبش رنگین کمان هستش…به هر حال این پیشنهادی بود از یک دوست داخل ایران.

  3. دو ست خوب و البته عصبانی داخل ایران!
    از ابراز لطفت ممنونم بهامین جان! و از این همه نقد سطحی و خرده پا. راستش نمی دونم چه جوابی بهت بدم (حرف ناحقم خیلی وقتا جواب نداره!) به هر حال از اینکه نظرت رو عنوان کردی ممنونم.
    من مطالب زیادی در نقد نگرش شما نوشتم. در دفاع از کمونیسم هم نوشتم و نمی دونم جواب کسی که با همین ادبیات نازل ثابت می کنه چیزی از اقتصاد سیاسی و نقد سوسیالیستی اقتصاد سیاسی نمی دونه چطور بدم. نمی تونم بگم برو بخونش چون از قرار حوصله خوندن نداری!
    یک مورد کوچیک فقط: نوشتی مگه میشه هم آتئیست بود هم کمونیست و نوشتی خدای ما مارکس هست ( کسی که دین نداره خدا هم نداره، وقتی خدا نداری پس مارکس اینجا چطور نقش خدایی پیدا کرد؟ ) بله میشه کمونیست بود و آتئیست هم بود. کمونیسم یک علمه. علم رهایی طبقه کارگر. این علم نقد مشخص و علمی به وضعیت موجود داره. از دین گرفته تا سیاست و اقتصاد. برنامه ای برای بعدش ننوشته و قانونی هم وضع نکرده. فقط داره نقد خودشو به این شرایط عنوان می کنه و از درونش برای زندگی بهتر انسانها برنامه ای بر اساس اون نقد میده. مثلا، دین نباید در زندگی خصوصی و اجتماعی انسانها نقشی داشته باشه و همینطور در سیاست و این نقد که خدا ژائیده ذهن بشر هست و بس. و خیلی نکات دیگه. وقتی به وجود خدا نقد داری، طبیعتا خدا ناباور هستی و به این می گن آتئیسم…
    به هر حال پیشنهاد می کنم به جای پرخاشگری، کمی متین باشی و صبور و اجازه بدی همه نقدها نوشته و خونده بشه نه اینکه رگه گردنت همینجوری بزنه بیرون!…

  4. می دونم شاید تند نوشتم و با عصبانیت..
    ولی بیشتر عصبانیت من از این بود که شما ظاهرا در هیچ تظاهرات جنبش سبز شرکت نداشتین…و بعد الان دارید یه نوعی بی احترامی به همه ی اونایی که جونشون رو کف دستشون گرفتند می کنید…
    فکر نکنید یه چیزی بود و گذشت…از این همه کشته ها و زندانی ها نمیشه گذشت…و قول می دم اگر همین جنبش هم نبود 100 سال دیگه هم هیچ تغییری در ایران ایجاد نمیشد…حدود 30 سال جناح های سیاسی مختلف خارج از کشور بیانیه دادند…چی شد؟! آیا کار خاصی انجام شد؟!
    ولی تویه 2 سال رژیم تو سراشیبی رفت…اگر هم اشتباهاتی هست و یا بود…قبول دارم…بستگی به خیلی چیز ها داره…یکی از مسائل این بود که ماموران رژیم تو بعضی جاها نفوذ کردند و آدرس های غلط به بچه ها می دادند و یا لو می دادند…
    خیلی بده آدم تصور کنه که جنبش سبز فقط یک جنبش انتخاباتی بود که آخر شعارش «رای من کو» هستش…اوایل اینطوری بود…بعدش عوض شد.
    در مورد کمونیست هم نظر من منفی هستش…حالا ممکنه شما از من بیشتر بدونید ازش ولی اینطور که من دیدم و جامعه ی ایرانی رو می بینم…آماده ی انقلاب به قول شما کارگری یا کمونیستی نیستند…خیلی هاشون اصلا نمی دونند کمونیست چی هست! به جز اینکه شما ها اطلاع رسانی کنید..
    پاینده باشی.

  5. شما مثل اینکه اصلا متن رو نخوندی. فقط سطحی یه نگاهی بهش انداختی دوست عزیز.
    بحث من در نقد رفتار هم اندیشان شماست و بس. بنده خودم به خاطر اینکه از سیاست حذف و پرخاشگری برخی دوستان به اصطلاح سبز انتقاد داشتم، از پروفایلهاشون در فیس بوک با اتهام مجاهد بودن ( بعضیهاشون زحمت نگاه انداختن به پروفایل من رو هم به خودشون ندادن و بعضیها هم گفتن حزب کمونیست کارگری همون مجاهده! ) حذف کردن. در نقد این رفتار سطحی این متن نوشته و البته اشاره داره به بازی جدید سبزها.
    رویدادهای بعد از انتخابات 88 هم هیچ ربطی به موضوع انتخابات نداشت. اون اعتراضات ریشش در 30 سال اختناق و فشار رژیم به مردم بود و دقیقا بعد از 29 خرداد و سخنرانی خامنه ای، به جنبش عظیم سرنگونی طلبی تبدیل شد که با رفتار جانبدارانه و منفعلانه سبزها و رهبرانشون ( موسوی و کروبی و خاتمی ) خانه نشین شد. هنوز یادمون نرفته زمانیکه مردم بعد از 6 دی می خواستن کار رژیم رو یکسره کنن، موسوی و کروبی بیانیه دادن و خشونت رو محکوم کردن و گفتن کسایی که در درگیریها بودن، به جنبش سبز ربطی نداشتن!
    به هر حال، این جنبش، یک جنبش انقلابی هست و امروز هم از این آدمها عبور کرده و هدفش چیزی جز سرنگونی رژیم اسلامی نیست. اون آدمهایی که در خیابان کنارشون بودم، به چیزی جز این فکر نمی کردن. اسم جنبش سبز رو روشن گذاشتن تا مهارشون کنن.

  6. البته با نظری که شما دادی موافقم …اصلاح طلب ها جنبش سبز رو مال خودشون می خوان بکنند…البته در عمل نیرو های اصلاح طلب خیلی کمتر هستند…(در تظاهرات ها)…ولی خب مخالف ها در تظاهرات عاشورا و 25 بهمن با شعار هاشون نشون دادند که از اصلاح طلب ها گذشتند…البته من همیشه آقایان کروبی و موسوی رو از اصلاح طلب ها جدا می کنم…نمی دونم چرا…ولی همیشه افرادی مثل :(کدیور – مهاجرانی و اکبر گنجی) و از این دست افراد رو مزاحم برای جنبش دونستم.
    به خاطر اینکه آقای کروبی آخرین مصاحبه هاش اعلام کرد که جمهوری اسلامی براش مرده…و هر نظامی که مردم بخوان رو قبول می کنه…
    ولی از یک طرف همیشه ما کمکاری های خودمون رو تقصیر دیگران می ندازیم..باید قبول کنیم کم کاری خودمون هم بود…البته هنوز هم دیر نشده و میشه کار کرد.

  7. با این موضعت که باید کار کرد کاملا موافقم. ما در فیس بوک یک صفحه برای نقش آفرینی در انتخبات بعدی و تبدیل اون به صحنه اعتراض مردم به رژیم اماده کردیم. (http://www.facebook.com/sarnegouni) دعوت می کنم عضو این صفحه بشی و این دیکتاتوری رو سرنگون کنیم.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s