همراه با دریاچه، زندگی را فریاد کن!

در دو دهه گذشته، علیرغم هشدارهای کارشناسان متعدد، جمهوری اسلامی با راه انداختن پروژه احداث بیش از ۳۵ سد، ورود حجم عظیمی از آب ۲۱ رودخانه منتهی به دریاچه ارومیه یعنی حدود ۵ و نیم میلیون متر مکعب را مسدود کرده است. یعنی عملا شریانهای اصلی خونی که این دریاچه را زنده نگه داشته است را بسته است. این سدها، هیچ ربطی به ادعای جمهوری اسلامی مبنی بر تامین آب کشاورزی منطقه ندارد. بلکه یکی از مهمترین پروژه های اقتصادی بود که پشتش مافیاهای اقتصادی حکومتی قرار دارند که از قبل این سدسازیها، میلیاردها دلار پول به جیب زده اند. اگر کسی میخواهد بداند از قبل این پروژه ها چه چیزی نصیب چه کسانی شده است باید به سراغ ارگانها و وزارتهای متنوع نیرو و راه و کشاورزی و مافیاهای اقتصادی متصل به سپاه پاسداران و مهتر و مشخصتر از همه قرارگاه خاتم الانبیا برود که به مثابه یکی از اختاپوسهای اقتصادی حکومت اسلامی، تمام پروژه های زیرساختی و جاده سازی و سد سازی و غیره را در چنگالهای خود داشته اند و دارند. بی دلیل نیست که سران حکومت به سطح وسیعی از اعتراضها و هشدارهای کارشناسان وقعی نگذاشته اند و این پروژه ها را ادامه داده اند.

علیرغم هشدارهای جدی کارشناسان محیط زیست در دهه ۶۰ و بعد، جمهوری اسلامی پروژه ساختن جاده و پل میان گذر روی دریاچه ارومیه را عملی کرد. و این کار را با روشی مغایر با مدرنترین تکنولوژی جاده و پل سازی و با اتکا به ابتدایی ترین شیوه جاده سازی انجام داد. بیش از ۵ میلیارد تن خاک و سنگ از کوه زنبیل کنده شد و به دریاچه ریخته شد تا شرق و غرب این دریاچه به هم وصل شود. به این ترتیب دریاچه به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم شد. یک اکوسیستم آبی یکپارچه به دونیم تبدیل شد. تعادل زیست محیطی دریاچه بر هم خورد. گردش طبیعی آب و اکسیژن و مواد خوراکی که از طریق چرخش آب در حاشیه و کناره های دریاچه انجام میشده تخریب شد و این موجب شد که میزان شوری و غلظت نمک آب در بخش شمالی دریاچه به خاطر عدم تبادل طبیعی آب بین این دو بخش به سرعت بالا برود که منجر به نابودی تقریبی تنها جاندار آبزی سخت پوست به نام آرتمیا در نیمه شمالی شد. علاوه بر این، آلودگی صوتی و محیط زیستی حاصل از رفت و آمد خودروها امنیت زیستی پرندگان را به هم زد. و مثل مورد سد سازی، این جا هم پای مافیای اقتصادی در گیر بود که در بالا به آن اشاره شد. معترضین افشا کرده اند که در پروژه پل میانگذر دریاچه ارومیه شرکتهایی دست اندر کار بوده اند که سرشان به مجتبی خامنه ای وصل است. در یک جمله باید گفت که این یک مرگ طبیعی و اکولوژیکی نیست که به سراغ دریاچه ارومیه رفته است. قاتلان اسلامی، حکم اعدام این دریاچه را صادر کرده اند. موضوعی که در یکی از شعارهای روز گذشته مردم ارومیه نیز به آن تاکید شد.

از چند سال پيش، اعتراضات بحق مردم ارومیه و اطراف به خشک شدن درياچه ارومیه شروع شده است. مردم به درست انگشت اتهام را بسوی حکومت اسلامی گرفته و خواهان اقدامات فوری در مقابل خشک شدن این درياچه هستند. حکومت اسلامی اما نه فقط عکس العملی به اين خواست بحق مردم نشان نداده و کوچکترین احساس مسئولیتی در قبال محیط زیست و زندگی مردم ندارد، بلکه هر حرکت و اعتراض فعالين دفاع از محيط زيست و جوانان ارومیه و سایر شهرها را سرکوب کرده است. وقتي که مدتی پیش تعدادي از جوانان در يک حرکت سمبليک، بطري هاي آب را به درياچه ميريختند٬ مزدوران حکومت به آنها حمله کرده و تعدادي را دستگير کردند. در روز شنبه ٥ شهریور نیز باز هم چماق بدستان و مزدوران حکومت به تجمع اعتراضي مردم در ارومیه و تبريز حمله کرده و تعداد زيادي را دستگير کردند. مزدوران حتي به بيمارستان مطهري در شهر ارومیه حمله کرده و مجروحان و کساني که به بيمارستان پناه برده بودند را دستگير کردند. خانواده هاي دستگير شدگان هنوز از محل نگهداري عزيزان خود خبری ندارند. این در حالیست که دیروز شنبه، 12 شهریور همچنان اعتراضات مردم با سرکوب و دستگیریهای وسیع مواجه شد.

این وضعیت تا جایی بود که برخی فراخوانها برای حضور در میدان بهارستان تهران نیز باعث شد تا شهر نیز شاهد حضور سنگین نیروهای امنیتی در خیابانهای اصلی شهر باشد. بر اساس مشاهدات ناگرنده، کل خیابانهای منتهی به درب اصلی مجلس در میدان بهارستان مملو از نیروهای موتوری گارد ویژه بود. همچنین سر حد میدانهای فردوسی، انقلاب و هفت تیر نیز شاهد حضور نیروهای لباس شخصی و موتورهای یگان ویژه بود.

اکنون لازم است که موضوع دریاچه ارومیه و نگاه زیست محیطی مردم به این رویداد وارد فاز سیاسی تری شود. موضوع دیگر از درگیری نیروهای امنیتی با دوست داران دریاچه ارومیه فراتر رفته است. وقتی حکومت تلاشی برای بقای این دریاچه با موقعیت منحصربفرد خیات وحشش نمی کند و در مقابل خواسته مردم، همچون همیشه از زبان زور استفاده می کند، مشخص است که وضعیت این دریاچه دیگر به بودن و نبودن رژیم اسلامی گره خورده است. از این رو، باید وضعیت دریاچه ارومیه را به عنوان یکی از سرفصلهای اصلی مطالبات فوری مردم ایران برای سرنگونی رژیم اسلامی مورد توجه قرار داد. اینجا هم هر درجه از پیشروی و پیروزی اعتراض مردم، موقعیت اعتراض در سطح سراسری علیه حکومت اسلامی را تقویت میکند و موقعیت حکومت را در قبال مردم معترض تضعیف میکند.

فاجعه زیست محیطی و انسانی خشک شدن دریاچه ارومیه، یک وجه دیگر از فاجعه عظیمتری است که در کل ایران به زندگی مردم سایه انداخته است: فاجعه ای به نام جمهوری اسلامی. امروز می توان گفت که حیات دریاچه ارومیه، همچون بحث معیشت و منزلت مردم ایران که توسط حکومت به گرو گرفته شده است، باید به یکی از اصلی ترین خواسته های مردم ایران در مقابل دیکتاتوری اسلامی تبدیل شود. برخورداری از یک محیط زیست سالم و ایمن و آزادی ساکنین کشور و نمایندگان آنها در کنترل و حسابرسی تاثیرات فعالیت های دولت و بنگاه های مختلف بر محیط زیست، حق بدیهی و بی چون و چرای مردم است.

دریاچه ارومیه، می تواند مثال نمادین همان جوان تونسی باشد که در میدان اصلی شهر به دلیل شرایط بد زندگی و از دست رفتن وسایل تهیه معاش خود را به آتش کشید یا آن جوانی باشد که به جرم آزادی و حق خواهی، زیر شکنجه های نیروهای امنیتی مصر به قتل رسید و شعله های خشم توده های مردم را علیه دیکتاتوری بن علی و مبارک برافروخت. به راستی که دریاچه ارومیه زندگی را فریاد می زند. تو نیز زندگی را فریاد کن…


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s