جمهوري اسلامي و مذاكرات 5+1

نشست 1+5 و ايران در استانبول برگزار شد و آنچه انتظار مي رفت رخ داد. نتيجه مذاكرات از سوي هر دو طرف مثبت ارزيابي شده و غرب نتيجه گرفته است كه ايران جدي است! البته هر دو طرف كماكان با توهم پراكنيهاي رسانه اي هر يك به نوعي پيروزي خود را جشن گرفته اند. سوال اين است، آيا جمهوري اسلامي دارد خود را براي سر كشيدن جام زهري ديگر آماده مي كند؟ و اينكه بعد از سر كشيدن جام زهر، جمهوري اسلامي مي تواند سرپا بماند؟

موفقیت آمیز، سازنده، مفید و سودمند، مثبت و كاملا متفاوت و ادامه همكاری ها به شكل گام به گام واژه هایی است كه رسانه ها در این گفتگو ها به آن اشاره و بازتاب داده اند. اما موضوع اين است كه آيا جمهوري اسلامي پتانسيلهاي لازم براي پايبندي بر قولهاي خود را دارد؟ به نظر من قطعا چنين احتمالي كه جمهوري اسلامي در مقابل غرب از خود كرنش نشان دهد و بر سر قولهاي داده شده بماند بسيار كم است. جمهوري اسلامي هيچ پايبندي بر معاهده ها و مقاوله نامه هاي بين المللي از خود نشان نمي دهد و شدت تلاشها براي رسيدن به اهداف برنامه هسته اي نيز تا جايي كه خامنه اي فتواي حرام بودن بمب هسته اي مي دهد آنچنان شك بر انگيز است كه طرف مذاكره كننده نيز اعتمادي به آنها ندارد. از همين روست كه اوباما با وجود تحليلهاي مثبت بر سر مذاكرات 5+1 همچنان تمام گذينه ها را همچنان باز مي گذارد و حتي از شدت يافتن تحريمها سخن مي گويد.

يك سياست اصلي سه دهه گذشته جمهوري اسلامي، همواره رجز خواني عليه شيطان بزرگ (آمريكا) و قلدرمنشي در مقابل غرب بوده است. شعار پايه اي مرگ بر آمريكا جزء جدايي ناپذير همه تظاهراتها، نماز جمعه ها و حتي استقبال از مقامهاي دولتي در سفرهاي استانيشان و خلاصه هر برنامه حكومتي بوده است. صحبت درباره رابطه با امريكا هم يك خط قرمز مهلك در جمهوري اسلامي است. اين اواخر هم نقل يك خاطره از هاشمي در مورد حل و فصل رابطه با آمريكا در زمان حيات خميني نيز به يك چالش بزرگ درون حكومتي تبديل شد و دعواها را شدت داد. رابطه با آمريكا و كوتاه آمدن مقابل غرب، يك خط قرمز در جمهوري است. جمهوري اسلامي نمي تواند از «آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند»، يك شبه دست بكشد. مخصوصا اينكه موضوع بر سر دستيابي به انرژي هسته اي به عنوان يك پيشروي بزرگ در مقابل غرب است و جدال رژيم بر سر اين مسئله مشخصا رودرويي و پيش روي در مقابل آمريكا است. پيشروي كه مي تواند معادلات سياسي و ژئوپولتيك در منطقه خاورميانه را به نفع رژيم اسلامي تغيير دهد و البته فقط اينها نيست. از اين منظر، كوتاه آمدن بر سر دعواي هسته اي يك چالش بزرگ پيشاروي جمهوري اسلامي است و فكر نمي كنم رژيم قصد اين كار را هم داشته باشد.

تغییراتی که در سیاست غرب شاهد آن هستیم همه در جهت تشدید فشار برای بر سر میز مذاکره کشاندن جمهوری اسلامی از موضع قدرت و نهایتا رام کردن آن در چارچوب شرایط و  انتظارات دول غربی است. از یکسو بعد از انقلاب ۸۸ دعوا و کشمکش میان باندهای حکومتی بویژه احمدی نژاد و خامنه ای  بالاگرفته و حاد تر از هر دوره ای شده است و از سوی دیگر انقلابات منطقه جنبش اسلام سیاسی و بویژه موقعیت جمهوری اسلامی در منطقه را بیش از پیش تضعیف و حاشیه ای کرده است. دولتها غربی در صدد هستند که از این شرایط برای به عقب راندن و تعدیل حکومت اسلامی استفاده کنند. تشدید تحریمهای اقتصادی و بالا گرفتن گفتمان جنگ همه اهرمهای فشاری است برای هرس کردن جمهوری اسلامی از  ضد آمریکائی  گری، متوقف کردن پروژه هسته ای رژیم و دست کشیدنش از حمایت نیروهای اسلامی در منطقه؛ که در این مورد آخر موضعگیریها اخیر حزب الله و حماس مبنی بر  دوری گزیدن از جمهوری اسلامی و همچنین از سوریه و حکومت بشار اسد، دولتهای غربی را به موفقیت سیاستشان امیدوارتر میکند…

+ در اين رابطه بخوانيد:
سیاست غرب در برخورد به جمهوری اسلامی: جایگزینی یا تعدیل؟مذاکرات اتمی در استانبول: موسم سرکشیدن جام زهر؟!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s