شلیک به کارگر گرسنه، بورژوازی همه جا یک رنگ است!

در دی ماه سال ۸۲ حدود ۲۰۰ نفر از کارگران مجتمع ذوب مس نیروک در روستای خاتون آباد شهر بابک کرمان، با پایان گرفتن کار ساختمانی و اجرایی این مجتمع از کار اخراج می‌شوند. کارگران در اعتراض به این اقدام، همراه خانواده‌های‌شان دست به تحصن زدند و در روز شنبه ۴ بهمن ۱۳۸۲ پس از نه روز تحصن و نتیجه نگرفتن مذاکرات‌شان با مسئولین، اقدام به بستن جاده خاتون آباد – شهر بابک نمودند.

نیروی انتظامی در این هنگام وارد عمل شد و با اعمال خشونت، کارگران و خانواده‌های‌شان را پراکنده کرد و در نتیجه آنها در مقابل فرمانداری شهر بابک تجمع کردند اما اینبار علاوه بر نیروی انتظامی، با استفاده از هلی‌کوپتر به سرکوب کارگران پرداخته و تجمع آنها به گلوله بسته می‌شود که در نتیجه، به دستگیری و زخمی شدن تعداد زیادی از کارگران و نیز کشته شدن چهار نفر به نام‌های ریاحی، جاویدی، مهدوی و مومنی به همراه دانش آموزی بنام پورامینی منجر می‌شود. +

حالا چنین رویدادی اینبار در آفریقای جنوبی افتاده است. براساس گزارش‌ها، به دنبال تیراندازی نیروهای پلیس آفریقای جنوبی به سمت چندین هزار نفر از معدنچیانی که دست به اعتصاب زده‌اند، ۳۴ نفر کشته شده‌اند. بنا به گفته شاهدان عینی، روز پنجشنبه، ۱۶ اوت، پلیس به روی معدنچیانی که مسلح به قمه و میله بودند، آتش گشوده است. مسئولان نیروی پلیس گفته‌اند که نیروهایشان در دفاع از خود دست به تیراندازی زده‌اند. بیش از ۲۵۰ نفر هم بازداشت شده‌اند.

این دیگر یک داستان ثابت و همیشگی بورژوازی است که در مقابل خواسته های کارگران چیزی جز زبان گلوله نداشته باشد. اصلا مهم هم نیست کارگر چه می گوید و چه می خواهد، موضوع این است که حق اعتراض ندارد. در گزارش بی بی سی کارگری می گوید ما به سختی کار می کنیم اما حتی نمی توانیم بچه های خود را به مدرسه بفرستیم. برای همین باید پول بیشتری به ما دهند. اما در مقابل این خواسته، گلوله باران می شود.

کارگران ایران هم در خاتون آباد چیزی جز این نمی خواستند اما جوابشان را با گلوله دادند. جنس هر دوی این اعتراضات یکی است. یک خواسته است و یک هدف دارد. بهتر شدن وضعیت معیشت مردم.

هر کارگرى که ده دقيقه به اوضاع خودش فکر کند ايراد اصلى اى را که بايد در دنيا برطرف شود تشخيص ميدهد. اين جامعه وارونه است. توليد کنندگان ثروت جامعه، کارگران، بى چيزند و بيکارگان ثروتمند. پست ترين و فرومايه ترين عناصر، نجبا و عاليجنابان اين جامعه اند و شريف ترين مردم، توده زحمتکشان فرودست و بى حقوق اند. آنها که يک عمر کار کرده اند و ثروت ساخته اند حتى پس از سى سال براى گذران هر روز از زندگى خود بايد از نو براى کارشان مشترى پيدا کنند. قدرت خلاقه و مولد کارگر خود را در قدرت اجتماعى و سياسى روزافزون سرمايه و فرودستى هرچه بيشتر خود کارگر نشان ميدهد. براى حفظ اين جامعه وارونه دولت ها پيدا شده اند، ارتشها ايجاد شده اند، زندانها و شکنجه گاهها بنا شده اند، خدايان آفريده شده اند و مذاهب ساخته شده اند. مساله از روز روشن تر است. اين جامعه مبتنى بر بردگى است. بردگى مزدى. هيچ درجه رشد خدمات اجتماعى و بيمه ها و افزايش درآمد کارگران که تازه همه بايد با نبرد و با زور از حلقوم طبقات حاکم بيرون کشيده شوند، در اساس اين موقعيت برده وار کارگر تغييرى نميدهد. کودکى که امروز در ميان ما متولد ميشود مهر استخدام سرمايه شدن را بر پيشانى خود دارد. +

کل تبعيضات اجتماعى و سياسى و کل فساد و تباهى اخلاقى جامعه حاضر، از ستمگرى بر زنان و تبعيض نژادى تا اعتياد و فحشا، از رقابت و منفعت طلبى فردى که در خون جامعه جريان دارد تا قحطى و گرسنگى و بيمارى که هر روز ميليونها انسان محروم را بکام مرگ ميکشد، همه حاصل اين وارونگى جامعه اند. جامعه اى که صاحبان برحق و آفرينندگان واقعى آن، کارگران، اسير بردگى مزدى اند. انقلاب کارگرى بر سر در هم کوبيدن بنياد اين جامعه طبقاتى است.

اینها را باید وصل کرد به جنبشهای وسعیتری که در چند ساله اخیر به نام جنبش تسخیر یا وال استریت شناخته شده اند. جنس همه اشان یکی است و همه حرفشان یک چیز است: بهتر شدن وضعیت زندگی مردم.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s