مادرتباری یا وقتی خدایان زن بودند…

بدون تردید انسان پیش از تاریخ احتیاج به خداهای حمایت کننده را حس کرده بود. زیرا از زمانهای گذشته، طوفان، رودخانه و سایر عوامل طبیعی و حیوانات وحشی، انسان و خانه و گله و محصولات کشاورزی را تهدید می کردند و برای جلب حمایت عوامل طبیعی آنها را مورد پرستش قرار داده بودند. مثلا درخت نشانه جنگل و مورد احترام و پرستش واقع شد…

این عادی است که طلسمهای اولیه رفته رفته وارد کارهای هنری شده و به آن تبدیل شوند. تقریبا در تمام مذاهب یادگار دوران مادرتباری را که به شک ساده مجسم شده حفظ کرده اند. مردم در آن مبدا وجود را تقدس می کردند و آن را نشانه باروری و فراوانی می شناختند. اما به مرور زمان پرستش این خدایان ماده در مقابل خدایان نر  کاهش یافت. با وجود این، همیشه مقام همسری و مادری را در برابر آنها برای خود حفظ کرده است.

در اکتشافات باستان شناسی متعلق به فرهنگهای پیش از دوران تولید غذا یا کشاورزی (در ایران حدود ۱۲ هزار سال پیش) سمبولهای خدایی از جنس زن بسیار بدست آمده که عموما بیانگر قدمت پرستش خدایان زن در این جوامع است. برای نمونه در بررسیهای تپه سراب در سال ۱۳۳۸ از میان ۶۵۰ پیکرک انسانی کشف شده، تنها ۱۸ عدد آنها پیکرکهای مردانه بوده اند و بقیه پیکرک زن هستند. هر چند در میان آثار بدست آمده خدایان مرد نیز یافت می شود اما در آغاز دوران کشاورزی این خدایان جای خود را تنها به خدایان زن داده وبه تدریج سمبولهای خدایان زن تا مدتها بصورت منحصر بفرد بوفور تولید و تکثیر شده اند و این تحول فرهنگی به قدری چشمگیر است که می توان گفت در این دوران مادرتباری و پرستش خدایان زن بیش از دورانهای قبل (و حتی بعدتر) مورد احترام و پرستش قرار گرفته و اندامهای او بیش از پیش در دیدگاه انسان این دوران نماد رحمت و نعمت و خلقت و باروری و بطور کلی مظهر نیروهای طبیعی و مافوق طبیعی شناخته شده است.

تحول موقعیت زن در روند گذار از مرحله شکارورزی به مرحله کشاورزی مبتی بر اصولی بوده که خصلت نظام جدید و روابط تولیدی حاکم بر آن ارتباط نزدیک داشته است.

ویل دورانت در این مورد می نویسد:

مدنیت در کلبه برزگر آغاز به رستن می کند و در شهر به گل می نشیند و بار می دهد. بشر هنگامی توانست گوهر انسانی خود را آشکار سازد که زندگی او از مرحله متزلزل شکار خارج شد و به مرحله مطمئن تر و ثابت تر حیات چوپانی در آمد و در این شکل جدید مزایای گرانبهایی نصیب او شد که عبارت بود از اهلی کردن جانوران، تربیت دامها و مصرف شیر آنها. در عین حال که این حوادث اتفاق می افتاد، زن به بزرگترین اکتشافات دست یافت و سر حاصلخیزی زمین را پیدا کرد. تا آن هنگام کار زن تنها این بود که وقتی مرد به شکار می رفت، با چنگال خود زمین پیرامون چادر را بکاود تا مگر چیزی قابل خوردن به چنگ آورد. در اجتماعات ابتدایی قسمت اعظم ترقیات اقتصادی به دست زنان افتاده است.

در آن هنگام مردان با طریقه های کهن خود به شکار اشتغال داشتند، زن در اطراف خیمه زراعت را ترقی می داد. همین زن ابتدایی نخست ریسمان و پس از آن پارچه را اختراع کرد. کانون خانوادگی را نیز زن بوجود آورد و آداب اجتماعی را که بنیان معرفت النفسی و ملاط مدنیت است، به مرد تعلیم داد. ولی هنگامی که صنعت و زراعت پیشرفت پیدا کرد و سبب به دست آمدن عایدی بیشتری شد، جنس مرد به تدریج استیلای خود را بر آن وسعت داد. زن تا آن هنگام حیوان را اهلی کرده بود. مرد این حیوان را در زراعت به کار انداخت و بدین ترتیب سرپرستی عمل کشاورزی را در دست گرفت. باید اضافه کرد که زیاد شدن دارایی قابل انتقال انسان از قبیل حیوانات اهلی و محصولات زمینی، بیشتر به فرمانبرداری زن کمک می کرد، چه مرد در این هنگام از او می خواست که کاملا وفادار باشد تا کودکانی که به دنیا می آیند و میراث می برند، فرزندان حقیقی خود مرد باشند. چون حق پدری در خانواده شناخته شد، انتقال ارث که تا ان موقع از طریق زن صورت می گرفت، به اختیار جنس مرد در آمد و خانواده پدرشاهی در اجتماع به منزله واحد اقتصادی و قانونی و سیاسی و اخلاقی جامعه شناخته شد. خدایان نیز که تا آن موقع غالبا بصورت زنان بودند، به شکل مردان ریش دار در آمدند.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s