به یاد منجیل و رودبار

بیست و چهار سال پیش، به مانند امروز، در آخرین روز بهار، درست نیمه های شب خیلیها سرگرم تماشای بازیهای جام جهانی بودند که خبر زمین لرزه‌ای شدید در شمال ایران منتشر شد. در عرض چند ثانیه هزاران خانه فقیرانه فرو ریخت و ده ها هزار انسان جان باختند.

هر چند من بچه بودم اما خیلی خوب لرزه خفیف زمین در تهران را یادم هست. پدرم و تعدادی از فامیل مشغول دیدن فوتبال بودند که فوری ما را از خانه برای دقایقی بیرون بردند. تا چند روز بعد رسانه‌های دولتی تعمدا خبر زلزله را زیاد پوشش ندادند تا از عمق فاجعه کاسته شود و مدیریت ضعیف دولت مشخص نشود. اما فاجعه انقدر عظیم بود که دنیا را شوکه کرد. در طی روزهای بعدی آمار کشته شدگان انقدر زیاد شد که در نهایت رقمش روی 35 هزار ماند.

سالها بعد زلزله های دیگری آمد و رفت و چیزی در ایران تغییر نکرد. قوانین نظام مهندسی تغییر کرد اما در عمل نه مدیریت بحران تغییر کرد و نه نظارت بر ساخت و ساز. فاجعه بم در دوران خاتمی علاوه بر نمایش ضعف شدید مدیریت بحران نشان داد که زیر پوست اصلاحات چه دزدیهای سنگینی حتی از کمکهای بشر دوستانه می شود و چیزی که باید به مردم برسد از جیب حضرات سر در میاورد. زلزله ورزقان هم نشان داد جایی که دولت بی کفایت و دزد است، حتی اگر مردم هم خود وارد عمل شوند، پلیس مخفی و اوباش پاسدار را به جانشان می اندازند.

خلاصه اینکه از زلزله رودبار تا ورزقان همگی سند بی لیاقتی و جنایت پیشگی این حکومت است.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s